بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 108
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
فرموده بر زمانى و عددى و قلبى و سيم را عين مراقبه دانستهاند و امساك خوددارى از خيالات و غير حق و وجه اكرم او و اثبات مراد اثبات مقصود و حق است با اعمال قلبى و قالبى فقط پس از تخليه و تطهير دل از اغيار و ارجاس و اهلاك و هلاك كردن ما سواى حق بلكه نفس و عقل است در استقامت بلكه اهلاك تمامت رسوم وجود در بقاء به حق و اين مراقبه اخيره يا اعتكاف كه در آن اهلاك شرط شد آن هم به همان معنى به جهت درجه كمال و براى بزرگان و كاملانست الباب الرّابع عشر فى الحيرة و السّكر و المحبّة حيرت حالتى است مندرج در هيمان كه سالك خوددارى نتواند از ورود حيرت يا تعجب بواسطهء ورود امر عظيمى و در دهشت كه آن هم حيرتيست كه هجوم مىآورد در وقتى كه ناگاه وارد شود بر او چيزى كه غالب شود بر عقل و صبر و علم او مثل آنچه بر زنان مصر از ديدن حضرت يوسف روى داد كه دستها بريدند و بهت و حيرت از لوازم دهشت است و هيمان مانند غشوهء حضرت موسى در وقت تجلى قوله قس الدّهشة غرق فى بحر ماء الحياة يعنى دهشت غرق شدن است در بحر آب حيات و اين معنى شامل تمام درجات اوست : كه درجهء اولى : حيرتست در وقت ديدن اوايل بارقه لطف كه حاصل است از ديدن سالك خسّت و سفالت خود و پستى قدر خود را از ديدن بارقهء لطف حق و درجهء دوّم هيمان است از تلاطم امواج درياى تحقيق علم باطنى در وقتىكه براهين علم ظاهرى كشف گردد و درجهء سوم هيمان هنگام غرق در بحر قدم ، و سلطان ازل است پس آب حيات درجهء اولى ، بارقهء لطف الهى است كه بر وجود سالك تابش مىكند و آب حيات درجهء دوّم ، آب حيات علوم باطنى است كه منكشف است براى متوسطين سلّاك و درجهء سوم آب حيات شهود و مشاهدهء حضرت سلطان ازل است كه در آن مستغرق بوده سراپا از خودى خود ، مجو و بى خود و مدهوش مىگردد