ناصر خسرو

19

وجه دين ( فارسى )

به اختيار امت فرستاده بود روا باشد ايشان را كه كسى بجاى او بر پاى كنند ، پس اگر پيغمبر بخواست خدايست نه بخواست خلق خليفهء رسول نيز بفرمان خداى بايد كه باشد نه به اختيار امت و گواهى دهد « 1 » بر درستى اين قول آنچه خداى تعالى هميگويد قوله تعالى : وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ « 2 » وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ « 3 » هميگويد نبود مرد مؤمن و نه زن مؤمنه چون براند خداى و رسول او فرمانى كه اختيار باشد اندر كار ايشان را ، پس درست شد كه امامت درست نباشد الّا بفرمان خداى تعالى . اگر گويد آن كسان كه بخلافت بنشستند بفرمان رسول بود ، اگر بفرمان رسول عليه السّلام بودى بايستى كه آن شرافت و شرف كه از خدا و رسول يافتند اندر فرزندان ايشان بماندى تا قيامت و خلق ضايع نماندى و چون آن شرف از ايشان بشد دليل آمد ما را كه آنها هرچه كردند بفرمان خدا و رسول او نكردند . و نيز گويم كه روا نيست كه خلق از ذات خويش راه راست يابد ، هر كه گويد من صلاح دين خويش دانم آن كس را خداى تعالى ردّ كرده باشد از بهر آنكه اگر خداى تعالى دانستى كه خلق به خود راه راست بيابند روا نبودى كه پيغمبر فرستادى و چون پيغمبر فرستاد درست شد كه خلق گمراه بودند ، و دليل بدان كه هيچ‌كس بىرهنماى در معرفت خداى از ذات خويش راه راست نيابد آنست كه آدم عليه السّلام به اختيار خويش از درختى كه اندر بهشت بود او را روا نبود خوردن بخورد اندر آن صلاح خويش دانست كه

--> ( 1 ) نخ : دهند . ( 2 ) نخ : با المؤمن ، ( غ ) . ( 3 ) سوره 33 آيه 36 .