عبد الجليل قزوينى رازى

8

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

بعد از خطبه گفته است كه : « پس بر سبيل اختصار بدان اى برادر كه اين مجموعه‌ايست اندرو شرح بعضى از فضايح و قبايح رافضيان ، ابتدا كرده شد بنام خداى بىهمتا « 1 » و ثنا و درود « 2 » بر رسولان خدا ، خاصّه بر محمّد مصطفى سيّد انبيا صلّى اللّه عليه و عليهم ، و ثنا بر خلفاء راشدين أبو بكر الصّدّيق التّقيّ صاحب الغار و معدن الوقار ، و سيّد المهاجرين و الانصار ، و عمر الفاروق النّقيّ ناصر الانصار « 3 » ، و عثمان ذي النّورين الزكّيّ الشّهيد في الدّار ، و عليّ المرتضى الوفىّ « 4 » قاتل الكفّار و الكرّار غير الفرّار ، امام الابرار ، رضي اللّه عنهم » . امّا جواب اين لفظ كه بر سبيل امر اشارت كرده است كه : « بدان اى برادر » آنست كه بمذهب اين قائل اين برادر بايد كه فاعل و مخيّر باشد و او را در فعل خويش اختيارى باشد تا بداند ، اگر نه اين امر و اشارت لغو و بىفايده باشد ، و اگر بارى سبحانه و تعالى قدرت موجبهء وى نيافريند و يا بخواهد كه او اين بداند و ادراكش نيافريند كه بمذهب مجبّر معنى است « 5 » هرگز نتواند دانستن ، پس چون خواهد كه اين لفظ اجرا كند و اين تقرير مقرّر و مقنّن « 6 » گرداند ، يا دست از مذهب جبر ببايد داشتن و بندهء مكلّف را فاعل و مختار مىگفتن « 7 » و اين تقرير مىكردن موافق مذهب اهل توحيد و عدل ، بخلاف مذهب و قاعدهء اهل جبر و تشبيه ، و اگر نه دست از آن مذهب بد بنتواند « 8 » داشتن ، كه بس گران خريده است ، به دنيا بعداوت علىّ مرتضى و آلش ائمّهء هدى ، و بقيامت بعقوبت دوزخ و عذاب خدا ، بارى چنان « 9 » مىبايست گفتن و چنين تقرير كردن كه : بار خدايا تو قدرت موجبه و ادراك بيافرين تا برادران سنّى من اين معنى بدانند و بشنوند تا معترض نبودى « 10 » در صورت ، پس اين قول كه « بدان اى برادر » ازين وجوه خطاست .

--> ( 1 ) - ث م ب : « خداى تعالى » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « و درود و ثنا » ( 3 ) - ث م ب : « ابو بكر الصديق و عمر الفاروق » ( 4 ) - ث م ب : « الموفق » . ( 5 ) - ح : « معنى آنست » و شايد : « معين است » بوده است . ( 6 ) - ح : « مقرر و مقيد » . ( 7 ) - م ب : « مىبايد گفتن » . ( 8 ) - م ب ح : « نتواند » . ( 9 ) - ح : « چنين » . ( 10 ) - ث م ب : « نبود » .