عبد الجليل قزوينى رازى
619
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
كه روز شكّ بنيّت شعبان به روزه بايد بودن تا شكّ ساقط باشد و هنوز كه روزى بنيّت شعبان روزه دارند اوليتر باشد كه روزى از رمضان بخورند چنان كه مجبّران را قاعده است كه هرسال يك روز از اوّل ماه رمضان بخورند بكورى رافضيان ، و اخباريان را قاعده است كه دو روز از آخر ماه رمضان بخورند بكورى مجبّران ، و لعنت بر هر دو باد كه روزه تمام بايد داشتن . و آن خبر كه از رسول عليه السّلام آورده است به همه حال تأويلش برين وجه كردهاند كه : من صام يوم الشّكّ بنيّة الشّكّ فقد عصى أبا القاسم . و دليل برين آنست كه اگر نه چنين بودى و باشد هركه از « 1 » رسول و امامان و اصحابان « 2 » و مؤمنان امّت كه رجب و شعبان به روزه باشند بايد كه روزه شكّ روزه بگشايند و معلوم خلاف اينست كه پيوسته دارند پس چون روز شكّ بنيّت شعبان روزه دارند روا باشد ، و تأويل خبر برين وجه باشد كه بنيّت شكّ روزه نشايد داشتن چنان كه مذهب اهل حقّ است ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت پنجاه و هشتم - رافضى بر هيچ درغويشى « 3 » رحمت نكند و مرتضى در كتاب « المنفرد » آورده است كه : صدقه به هيچ درغويشى « 4 » نشايد دادن الّا بدانكس كه تولّا بعلى و يازده معصوم كند » . اما جواب اين شبهت آنست كه : خواجه غلط خوانده است ، اين فتوى نه در صدقهء سنّت است ؛ بمذهب شيعت بمخالف و مؤالف شايد دادن بلكه بمخالفان اسلام هم روا باشد دادن . امّا زكات واجب الّا بمعتقدان حقّ كه عالم و ظاهر ستر « 5 » باشند و از هفت صنف « 6 » يكى باشند نشايد دادن كه مؤلّفهء قلوب « 7 » را با غيبت امام حكم منسوخ است
--> ( 1 ) - ع م ب : « هركز » ن : « هر كرا » . ( 2 ) - م ح د : « اصحاب » . ( 3 ) - كذا صريحا در نسخهء ع ليكن م ب ن ، « درويشى » د ح : « درويش » . ( 4 ) - م ب ن ح د : « درويشى » . ( 5 ) - م ب ن : « كه عالم و ظاهرتر » ح : « كه طاهر و عالمتر » د : « كه ظاهر و عالمتر » و مراد از متن ظاهر - الستر است كه متجاهر بفسق نباشد و براى حكم مسأله بكتب حديث و فقه رجوع شود . ( 6 ) - اينكه مصنف ( ره ) اصناف مستحقان زكات را به « هفت صنف » تعبير كرده با آنكه باتفاق مسلمانان هشت صنف است براى آنست كه صنف « المؤلفة قلوبهم » را در غيبت امام عليه السّلام از مستحقان زكات خارج دانسته است در صورتى كه اين فتوى نيز مخالف دارد چنان كه در كتب فقه بتفصيل بيان شده است و ما نيز در تعليقهء آينده به آن اشاره خواهيم كرد . ( 7 ) - ع م ب : « كه مؤلف قلوب » -