عبد الجليل قزوينى رازى
597
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و تفضّل روا دارد ، و بشفاعت انبيا و ائمّه معترف باشد « 1 » و از اهل توحيد و عدل و نبوّت و امامت باشد « 2 » ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت چهل و نهم - رافضى و جهود از ثواب آمين محروم باشند رافضى در نماز روا ندارد گفتن ، و جهودان از آمين طيره « 3 » كنند « 4 » . امّا جواب اين بىادبى آنست اوّلا اى خر مجبّر از ثواب آمين آن مبتدع محروم باشد كه ثواب در مشيّت گويد ، و در غضب آن ناصبى باشد كه چيزى در قرآن افزايد كه نه از قرآن باشد ، و با جهودان مجبّران برابر باشند كه خداى را رؤيت مجاهره اثبات كنند و ثواب « آمين » در همهء دعاها الّا شيعت امير المؤمنين را نباشد بدلالت اين خبر درست كه سيّد انبيا عليه السّلام گفت : علىّ وصيّى و هو خير الأوصياء و أنا الدّاعى و هو المؤمّن يعنى من دعا كنندهام و على آمين گوينده ، و دعائى كه مصطفى كند و آمينى كه مرتضى كند همهء مجبّران و ناصبيان از آن محروم باشند و همهء شيعت بدان مخصوص ، امّا در آخر « الحمد » كه روا ندارند گفتن ؛ از آنست كه نه از « الحمد » است ، و بهرى از كبار فقها درين مسأله موافقت كردهاند شيعت را ، و بقول ناصبى نومسلمان التفات كمتر باشد . آنگه گفته است : « و فضيحت پنجاهم - رافضى اخبار بدروغ روايت كند از راويان متّهم و بو جعفر بابويه در كتاب خود آورده است از سعد عبد اللّه از محمّد بن الحسن الصّفّار از جعفر الصّادق و اين همه راويان مجهول و مطعوناند كه جعفر گفت از پدرانش كه : سيّد صلوات اللّه عليه روزى در سراى امّ سلمه رفت جبرئيل آمد و وحى آورد سيّد عليه السّلام گفت : يا امّ سلمة اسمعى و اشهدى بشنو و گواه باش كه : على قاضى دين « 5 » منست ، و حامل لواى منست ، و على عالمتر همهء امّت منست ،
--> ( 1 ) - ع ب ن : « باشند » . ( 2 ) - ع م ب ن : « اند » ( بجاى « باشد » ) ح د : « است » . ( 3 ) - در برهان قاطع گفته : « طيره بر وزن خيره خجلت و خجالت و خجل را گويند و بمعنى آزردگى هم آمده است و در عربى بمعنى فال بد باشد و بفتح اوّل هم در عربى بمعنى قهر و خشم باشد » و از جواب مصنف ( ره ) : « و در غضب آن ناصبى باشد » معلوم مىشود كه بمعنى در خشم شدن و غضبناك گرديدن است . ( 4 ) - ح د : و جهود « از آمين طيره گردد » . ( 5 ) - كلمهء « دين » در اين روايت و نظاير آن كه بسيار است بفتح دال و -