عبد الجليل قزوينى رازى
561
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
دعوت مىكردند كه وجوب معرفت خداى تعالى موقوف است بر بعثت رسل ، و عقل و نظر را اثرى نيست ، و بىرسول خداى را بنتوان دانستن ؛ و خود واجب نباشد . آنگه كه قوّت گرفتند و قوم را بدست آوردند طلب علم و دعوى كردند پس اساس مذهب و قواعد كيش ايشان ببايد ديدن كه در اصول مذهب كيست « 1 » ، و پيش از آنكه خانه خداى دزد را گيرد دزد نشايد كه خانه خداى را گيرد ، اگر شيعه خواجه را در [ موافقت ] اصول با ملاحده منازعت نكنند كرم بايد كردن و بمشابهت علم كه از فروع هم نيست از « 2 » اسباب ملك و دولتست منازعت نبايد كردن ، اينست جواب ، و اللّه أعلم بالصّواب ، و هو ربّنا الوهّاب . آنگه گفته است : « فضيحت بيست و هفتم - رافضى چون تكبيرة الاحرام بندد سه گام فرا پيش نهد ، و اين بدعت جز ايشان را نيست » . اما جواب اين كلمت آنست كه : خود را چگونه سنّى نام نهد آنكس كه سنّت از بدعت بازنداند . ! ؟ مذهب اهل البيت چنانست كه فاصلهاى بكنند ميان بانگ نماز و قامت تا فصول منفصل شود و فرق ظاهر گردد و آن فاصله يا سجدهاى باشد يا دعائى يا قدمى كه پيش نهند يك بار ، و گر در مدّت رافضيى نماز كرده بودى اين مايه دانستى و گر بانگ نماز نكنند هرگز اين قدم فرا پيش ننهند و اين از مذهب شيعهء اصوليّه معلوم است . آنگه گفته است : فضيحت بيست و هشتم - رافضى چون نماز بكند دستها سه كرّت بر زانو « 3 » مىزند بدشمنى سه خليفه بو بكر و عمر و عثمان رضى اللّه عنهم » . اما جواب اين دروغ و بهتان آنست كه نمىدانم تا خود دست بر زانو زدن را بدشمنى چه مناسبت است ! ؟ و بو بكر و عمر و عثمان را چه نقصان باشد كه كسى « 4 » دست بر زانو زند ؟ ! و على را چه نقصان باشد كه خارجيى هزار بار سر بر ديوار زند اوّلا دست خود يك بار بر زانو زنند امّا سه بار بگويند : اللّه اكبر ، و سبب نزولش آنست كه معتمدان نقل كردهاند از مصطفى صلّى اللّه عليه و آله كه : روزى سلام نماز پيشين
--> ( 1 ) - ح د : « كه در اصول مذهب كه دارند » . ( 2 ) - « از » فقط در دو نسخهء « ح ، د » است . ( 3 ) - ح د : « سه بار بر سر زانو » . ( 4 ) - ح د : « چون كسى » .