عبد الجليل قزوينى رازى

559

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و اما آنچه گفته است كه : « 1 » « سربرهنه نماز كنند » آرى بمذهب اهل البيت رواست و شايد كردن و درين نقصانى نيست مذهب را ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت بيست و ششم - رافضى علم سفيد دارد اقتدا به ملحدان » و ذمّ علم سياه كند و آن رايت عزّ و ظفر است ، و خلاف نيست كه رايت رسول روز بدر سياه بود ، و رايت على در جمل و صفّين سياه ، و دستارى كه رسول خداى بعبّاس داد سياه بود ؛ و فرزندانش بتبرّك مىدارند و بر آن لون رايتها و لباسها ساختند و هنوز دارند به حمد اللّه ، و هركجا بددينى بود چون مقنّع « 2 » بسمرقند ، و بابك خرّمدين ، و صاحب الزّنج در بصره ، و علوى مغربى و صاحب المدثر « 3 » و آنها كه در « 4 » هجر و لحسا و بحرين خروج كردند و زكرويه بن مهرويه القرمطى در عهد مكتفى بر منصور خليفه « 5 » بيرون آمدند همه را علمهاء سفيد بود « 6 » و رافضى نيز اقتدا بديشان كند » . اما جواب اين كلمات كه از سر ناانصافى و بىديانتى و عداوت علىّ مرتضى اظهار كرده است و فصول « 7 » رفته را تكرار كرده است بر سبيل اختصار گوش بايد داشتن تا شبهت زايل شود ، اوّلا دروغى محض است كه گفته است كه : « شيعت علم سفيد دارند » كه عوام را عادت نباشد علم داشتن ، و ملوك شيعت سبز و سفيد و از هرلونى دارند مگر سياه كه شعار ولد العبّاس است و چون خلفا دارند دگران چگونه مشابهت كنند ؟ ! نبينى كه ملوك و آل سلجوق اگر صد « 8 » هزار مرد جمع كنند رايت سياه در آن لشكر نباشد ؛ سبز و زرد و سرخ دارند تا فرق باشد ميان خلفا و غيرخلفا . امّا شبهت نيست كه مذهب شيعت بر آنست كه رسول سفيد و سياه و زرد داشت سياه بعبّاس داد ، و اولاد او « 9 » اقتدا

--> ( 1 ) - گويا تكرار اين جواب ناشى از قلم خود مصنف ( ره ) است و اللّه اعلم . ( 2 ) - براى ترجمهء مقنع رجوع شود بتعليقهء 203 . ( 3 ) - كذا و ندانستم كه مراد كيست اهل فضل خودشان تحقيق نمايند . ( 4 ) - ح د : « آنجا كه در » . ( 5 ) - ح : « در عهد مكتفى بن منصور خليفه » و عبارت بهيچوجه درست نيست و شايد « منصور » محرف « منصوب » باشد كه بمعنى نصب شده و معين شده مىباشد . ( 6 ) - م ب ن « همراه بود » ( 7 ) - ع : « فضول » ( بصاد معجمه ) . ( 8 ) - ن كلمهء « صد » را ندارد . ( 9 ) - م ب « و اولاد او » را ندارند و در « ن » هم نبوده و بعدا كلمهء « خلفا » بخطى نونويس بر روى سطر نوشته شده است پس « و اولاد او » فقط در دو نسخهء « ح د » است .