عبد الجليل قزوينى رازى

558

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و اصحابش را درين فعل لازم است شيعت را همان لازم است . و عجبتر اينكه خواجه ناصبى بعد از شصت سال هنوز بندانسته است كه ملحدان به نماز و روزه ايمان ندارند و بصانع عالم معترف نباشند ، امّا در ميانهء كتاب هر جاى ايشان را بمسلمانى فرامىنمايد تا همكارى نگاه داشته باشد كه در وجوب معرفت كه موقوف گويند هردو ببعثت رسل ؛ همكار است با ايشان ، مباركش باد همكارى ايشان كه همكار ملحدان الّا خصم شيعيان نباشد ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . و آنچه گفته است كه : « سر برهنه نماز كنند » باجتهاد صادق و باقر « 1 » رواست و كلّ مجتهد مصيب ، درست است ، اگر اجتهاد حنبل و دنبل صوابست باقر و صادق را با ايشان قياسى بكند اگر نه دست از مذهب بد خود بدارد كه پست خوردن و ناى زدن بهم راست نيايد « 2 » . اما آنچه گفته است كه : « دستار تحت الحنك كنند » اقتدا است بمصطفى و ائمّهء هدى ، و گر خواجه بديشان معترف نيست آخر داند و شنيده باشد كه خليفهء خواجه در بغداد در هرنمازى تحت الحنك بربندد و جملهء قضاة و ائمّه كه در دار الخلافه بوده‌اند و هستند همه اين سنّت نگاه داشته‌اند و جملهء قبايل عرب تربيت اين قاعده كرده‌اند و درين ديار بزرگترين مفتى « 3 » در اصحاب بو حنيفه در عراق قهستان « 4 » قاضى عماد الدّين حسن استرابادى « 5 » بود هميشه اين سنّت نگاهداشتى و در جامع مسلمانان كه خطبه و نماز كردى بازنكردى و اقتدا به دو خطا نباشد و او را بىعلم نپندارم كه هفتاد سال بر عملى متواتر مداومت بنمايد و اختيار بدعت بكند ، پس اگر كرده است بر شيعت همان عيب است درين عمل كه بر پيرى بدان معتبرى ، بلكه تحت الحنك سنّت مصطفى است صلّى اللّه عليه و آله و سنّت اهل البيت او ، و ناصبى « 6 » بدين تشنيع مستحقّ ذمّ و عقوبت .

--> ( 1 ) - ح د : « باجتهاد باقر و صادق عليهما السّلام » . ( 2 ) - ح د : « لت خوردن » و « پست خوردن و ناى زدن بهم راست نيايد » مثلى است معروف و براى تحقيق آن رجوع شود بتعليقهء 79 . ( 3 ) - ع : « مفتيى » ( باضافهء يائى ديگر ) . ( 4 ) - ح د : « عراق و قهستان » و متن صحيح است زيرا مراد عراق عجم است . ( 5 ) - ترجمهء « قاضى عماد الدين حسن استرآبادى » در تعليقهء 81 بتفصيل تمام ياد شد فراجعها آن شئت . ( 6 ) - ح د : و خواجه ناصبى » ع م ب ن « خواجه » را ندارند .