عبد الجليل قزوينى رازى
539
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
على را « قسيم النّار و الجنّة » گويند و خداى مىگويد : يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ « 1 » من آمرزم آن را كه خواهم ، و من عذاب كنم آن را كه خواهم ؛ رافضى گويد : على كند ، بو بكر و عمر و همهء صحابه و تابعين را بدوزخ فرستد ، و كفشگران درعايش « 2 » و كلار - گران « 3 » آبه ، و جولاهكان قم ، و سفيهان ورامين را ببهشت فرستد . و « حلولى » خوانندشان زيرا كه روح إله گويند در على شد و ازين بود كه خلق از كردارها و علم او عاجز بودند و اين بوده است اعتقاد پوربنان « 4 » قمى و على متكلّم رازى ؛ و در اشعار و مناقب اين معنى گفتهاند . و « اثنا عشرى » گويندشان ، زيرا كه به دوازده امام گويند ؛ چنان كه ملحد بهفت امام گويد . و « امامتى » « 5 » گويندشان زيرا كه بامامان گويند . و « حشوى » گويندشان « 6 » زيرا كه مذهبشان همه حشو باشد كه آشكارا بنتوان گفتن . و « قطعى » گويندشان « 6 » زيرا كه بر دوازده امام « 8 » قطع كنند . ما گوئيم : آن خداست كه يكى است و دو نشايد ، رسولان صدهزار مىشايند ، امام اگر دوازده مىشايد چرا سيزده نمىشايد ؟ ! و « غرابى » گويندشان « 6 » زيرا كه گويند : على بمحمّد مانندهتر بود كه غراب بغراب « 11 » . و « خطّابى » گويندشان « 6 » زيرا كه اغلب مقالت ابو الخطّاب گويند كه او از پس جعفر مىشدى و مىگفتى : تو خدايى ، و جعفر او را مىراندى و لعنت مىكردى » . اما جواب اين فصل مطول بهرى راست و بيشتر دروغ واجب است بشرح بيان كردن تا هيچ شبهتى بنماند بتوفيق خداى . اما آنچه گفته است : « رافضيان را چند لقب است » بايستى كه دانستى از عقل
--> ( 1 ) - از آيهء 40 سورهء مباركهء مائده . ( 2 ) - م : « غالش » ب : « غايش » ح د هم ندارند . ( 3 ) - م ب : « گلاگران » ح د هم ندارند و شايد مراد گليگران مىباشد در آنندراج گفته : « گليگر بكسر كاف فارسى و راء مهمله در آخر گلكار است اثير الدين اخسيكتى گفته : زمانه هست بدولتسراى تو معمار * چو آفتاب و مهش صد گليگر و مزدور » ( 4 ) - ع : « نورنبان » م : « لوطيان » ب : « لوتيان » ح د : « بابوييان » و تصحيح قياسى است بقرينهء ساير موارد و ذيل عبارت . ( 5 ) - م ح د : « امامى » . ( 6 ) - « شان » در اين چهار مورد فقط در دو نسخهء ح د است . ( 8 ) - ح د : « به دوازده » . م : « به امام دوازدهم » ب : « دوازدهم امام » ( بدون حرف « به » ) . ( 11 ) - براى تحقيق در « غرابيه » رجوع شود بتعليقهء 142 .