عبد الجليل قزوينى رازى

538

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و جفان كالجوابى * و قدور راسيات و امرؤ القيس رهين * مولع بالفتيات اگر شايد كه امرؤ القيس را اتّفاق افتد كه پيش از بعثت مصطفى و نزول قرآن يك آيه در شعرى آورد طرفه نباشد و روا باشد كه اتّفاق افتد كه اميّه و بكر پسران خود را نامى نهند كه آن نام خداى از بهر ولىّ خويش اختيار كرده باشد و بر در بهشت عدن و بر ساق عرش مجيد نبشته باشد تا بدين حجّت آن شبهت خار ديدهء مجبّرش شود بلكه آن هردو شخص كه آن نام اختيار كردند و غير ايشان در كتب خوانده بودند و از انبياء پيشين شنويده بسمع و نقل كه اين نام شير خدا و وصىّ خير الانبيا است و او را نام نه تنها على است ، در توراة ايليا است ، در سماوات مرتضى است ، روا باشد كه آن اختيار براى طلب آن شرف كرده باشند و اللّه أعلم . و اختيار نام على پيش از خلق آسمان و زمين از يك طريق دگر ردّ است بر مذهب مجبّران ؛ و آن آنست كه اسم روا مىباشد پيش از خلق آسمان و زمين و گرچه مسمّى بعد از آنست به دو هزار سال ، تا بداند كه اسم غير مسمّى است تا از وجوه اين فصل دلالت باشد بر بطلان مذهب مجبّران و ناصبيان ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت بيستم - رافضيان را چند لقب است اوّلا « رافضى » لقب خاصّ است ايشان را و رسول خبر داده است چنان كه در اوّل اين مجموعه گفته‌ايم « 1 » و بنو اميّه اينها را « ترابى » گفتند زيرا كه بابو تراب گويند ، و مروانيان سبّ على كردندى و بر مردم مشتبه كردندى تا مردمان ندانند كه بدان بو تراب على را مىخواهند . و « سبأى » خوانندشان « 2 » زيرا كه تابع عبد اللّه سبأ بودند كه او بر على اعتراضها كردى كه چرا تولّا بشيخين مىكنى ؟ و سيرت ايشان بنگردانى ؟ و « مفوّضه « 3 » » گويند زيرا كه گويند : خداى تعالى در قيامت كارها بعلى مفوّض گرداند و ازين سبب

--> ( 1 ) - اشاره به آن حديث موضوع است كه در ص 12 - 13 همين كتاب و تعليقهء 11 تعليقات ( ص 44 - 50 تعليقات ) بتفصيل ببيان آن پرداختيم . ( 2 ) - « شان » فقط در ح د . ( 3 ) - براى تحقيق دربارهء « مفوضه » رجوع شود بتعليقهء 191 .