عبد الجليل قزوينى رازى
534
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
شيعت است به حمد اللّه و منّه . و آنچه حوالت كرده است بشيخ كبير بو جعفر بابويه رضى اللّه عنه و أرضاه « 1 » و دگر بنى بابويه رحمهم اللّه كه « امام بهتر است از رسول براى آنكه رسول واسطه است ميان خداى و امام » خود ندانسته است كه شيخ بو جعفر با جزالت فضل او اين فتوى نكند كه لازم آيد كه هريك از امّت برين اصل بهتر از رسول و امام باشند و حاشا كه هيچ عالمى از علماء شيعت اين معنى گفته باشد و دلالات بسيار برفت كه رسول از امام بهتر است وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ على ثبوت اعتقادنا خلفا عن سلف . آنگه گفته است : « فضيحت نوزدهم - رافضى گويد : على را خداى تعالى نام نهاده است اشتقاق از نام خود ، و پيش از او كس « 2 » على نام نبود ، و اين هم از آن دروغها است كه رافضيان واخودها نهند « 3 » و باحمقى باورشان مىكنند « 4 » كه اگر على را خداى نام نهاد مگر جبرئيل ببو طالب آمد كه پسرت را على نام نه زيرا كه على ده ساله بود كه رسول را رسالت آمد ، و گر او را خداى على نام نهاد علىّ بن اميّة بن خلف را كه نام نهاد ؟ كه پنجاه سال از على بزرگتر بود و پدرش را بو على كنيت بود ؛ و علىّ بن اميّه را خود على كشت ، و علىّ بن بكر بن وائل بن ربيعة بن نزار را نام كه على برنهاد كه بهشتصد و بسه « 5 » سال پيش از على بود و چنين در كتب انساب عرب بسيار است كه على نام بودهاند امّا بر قول رافضى اعتمادى نباشد » . اما [ در ] جواب اين فصل نيك تأمّل بايد كردن تا فايدت حاصل شود و شبهت زايل گردد ان شاء اللّه . اوّلا مذهب چنانست كه اين اسم خداى تعالى بر علىّ مرتضى نهاد و پيش از آنكه خداى اين نام بر وى نهاد كس را اين نام نبود امّا بيچارهء رافضى بدهء ناصبى شده را ببايد دانستن كه ما از اين اوّل كى « 6 » خواهيم تا اين شبهت در نحر
--> ( 1 ) - م ب ح د : « رحمه اللّه » يا « رحمة اللّه عليه » . ( 2 ) - ح د : « كسى را » . ( 3 ) - م ب : « بر خود نهند » ح د : « بخودها نهند » و « ها » شايد در اين مورد نيز از « ها نهادن » باشد از قبيل « هاگير » و نظاير آن كه در تعليقهء 123 بتفصيل ببيان آن پرداختيم . ( 4 ) - ع محو شده ب م : « تا جمعى باورشان مىكند » ح د : « و باحمقى باور كنند » . ( 5 ) - « و بسه » فقط در نسخهء ع هست به همين صورت . ( 6 ) - م ب : « كه تا از اين اوّل ميخواهيم » ح د : « كه ما از اين اوّل كه را ميخواهيم » پوشيده نماناد كه كلمهء « كه » در -