عبد الجليل قزوينى رازى
520
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
است بدان حجّت كه در اوّل كتاب در فصلى مطلق گفته است كه : « سارى و ارم قرينهء الموت است » و چون برسالت نرفته بود بسارى و باكراهش نبرده بودند پس به اختيار خويش بقرينهء الموت رفته باشد « 1 » و بينم ملحدى بر خود معترف شده باشد ، و فرق نباشد ميان نيمملحد و تمام ملحد تا دست از آن بدارد يا اين الزام قبول كند . و آنچه حوالت كرده است بعالم كه گفت : « اين زنك را طلاق ده » اوّلا چنان عالم بر خود خنديده باشد كه زن مصطفى را « زنك » خواندن غايت جهل باشد ، و چون خداى گويد : طلاق ده ، و مصطفى اجماع است كه نداد اين حوالت ضلالت باشد به مصطفى كه فرمان خداى تعالى نبرده باشد و اين كفر محض است ، بنماند الّا آنكه مستمع كور و كر و نامنصف است عالم بيان اين آيت كرده باشد كه : بارى تعالى فرموده است « عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ ؛ الى آخره « 2 » » ، و اين را انكار نتوان كردن كه بارى تعالى گفت : اگر تو اينان را طلاق دهى من ترا ببدل اينان بهتر از اينان بدهم و آن صفات برشمرده كه نه سنّى انكار تواند كردن و نه شيعى ، تا خواجه به حساب كورتر باشد و اين شبهت زايل و ساقط باشد ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت سيزدهم - رافضى گويد : على و يازده « 3 » امام از صلب او هريك بهتر بودند از جبرئيل ، و گر على خواستى . زبر « 4 » ابر شدى ، و آفتاب را از بهر على ردّ كردند تا او را نماز فائت نشود ، و رسول را اين كرامت نكردند كه رسول را نماز فوت شد به قضا بازكرد تا بدانى كه رافضى درجهء على معظمتر از درجهء رسول مىداند » . اما جواب اين مهملات « 5 » بر سبيل اختصار آنست كه : شبهتى نيست كه شيعه انبيا و ائمّهء مفترض الطّاعة را از ملائكه بهتر دانند و درين معنى كتب مطوّل و مختصر كردهاند و دلالات عقلى و سمعى انگيخته ، و يك دليل اينست كه ملائكه معصوماند
--> ( 1 ) - ع م ب : « رود » . ( 2 ) - از آيهء 5 سورهء مباركهء تحريم . ( 3 ) - ع : « و يازدهم » . ( 4 ) - در نسخ : « زير » و در برهان قاطع گفته : « زبر بفتح اوّل و ثانى و سكون راء قرشت به معنى بالا باشد كه در مقابل پائين است و به عربى فوق گويند » و شايد اصل : « برابر » بوده و تحريف شده است . ( 5 ) - ع : « محملات » م ب : « مجملات » .