عبد الجليل قزوينى رازى

521

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و ائمّه معصوم ؛ و بهترى در كثرت ثواب باشد و ثواب در قبول تكليف ، و تكليف هر چند شاقّتر باشد ثواب بر آن بيشتر باشد چون ائمّه با كثرت شهوت و وجود مشتهيات معصوم باشند بهتر از ملائكه باشند . و دگر آنكه ملائكه متعبّد نباشند بتكاليف شرعى برين وجه ، و ثواب درجات امير المؤمنين در عبادات و مجاهدات « 1 » معلوم است و او مفترض الطّاعة است ازينجا گويند كه : او را و هريك از ائمّه را درجات بيشتر و ثواب افزونتر است عند اللّه تعالى از هريك از ملائكه ؛ و اتّفاق امّت است و اجماع اصحاب الحديث . و رواة معتمد و ناقلان امين روايت كرده از وجوه مختلفه از مصطفى صلّى اللّه عليه و آله كه گفت : انّ المؤمن أكرم على اللّه تعالى من ملك مقرّب ؛ پس اگر شايد كه از آحاد مؤمنان يكى بهتر و گرامىتر باشد بنزديك خداى تعالى از فرشتهء مقرّب نه ممتنع باشد كه امير همهء مؤمنان و هريك از امامان بهتر باشند از فرشته‌اى ، و درين كتاب برين شبهت اين حجّت كفايت است . و عجبست كه خواجهء مصنّف از علماى اهل سنّت بر سر كرسى نشنويده است كه : چون عمر خطّاب را وفات رسيد و دفنش كردند در حال فرشتگان به دو آمدند تا سؤال كنند عمر بجست و گريبان فرشتهء سؤال بگرفت و فرشته را گفت : من ربّك ؟ خداى تو كيست ؟ فرشته بگفت و بازگشت ، چون بمقام معلوم خود برسيد ندا آمد بوى كه : شما ندانستيد كه عمر آن شخص است كه فرشتگانرا با وى اعتقاد درست ببايد كردن نه او را با فرشتگان ، پس تا عمر بهتر نباشد از فرشتگان ، ايشانرا با وى اعتقاد درست نبايد كردن بقول خواجه ، و چون مىشايد كه عمر بمذهب خواجهء ناصبى بهتر باشد از همهء فرشتگان اگر شيعه گويند : علىّ مرتضى و آلش ائمّهء هدى هريك بهتراند از يك فرشته بدليل و حجّت ؛ معذورشان بايد داشت ، و يا نه دست از مذهب بد بداشتن ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . و اما آنچه گفته است كه : « مذهب شيعه چنانست كه اگر على خواستى ز برابر شدى » سخنى محال و بىقاعدت و بىاصل است ، على آدمى است برين ترتيب و تركيب كه ديگران ؛ هر آنچه مقدور بشر باشد مثل آن مقدور او باشد « 2 » پس اگر

--> ( 1 ) - ع : « مجاهدت » . ( 2 ) - ع م ب : « مقدور روا باشد » .