عبد الجليل قزوينى رازى
519
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
باضافت عزّى كافر مىداند امّا عبد اللّه را باضافت « اللّه » مؤمن نداند ، و آمنه « 1 » را هالكه خواند تا دگر باره خواب يك نيمه راست مىپندارد و يك نيمه دروغ ، و دلالت بر ايمان اصول مصطفى از قرآن اين آيه كفايت است كه : وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ « 2 » و از اجماع اماميّه خود ظاهر است و نفى « 3 » نفرت طبع از نجاست شرك معلوم ، و سيّد پاكزاده و مجبّر دروغزن و مبتدع ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « و فضيحت دوازدهم - عايشه را چنان كه گفتيم رافضى كافر داند و من بسارى « 4 » شنيدم از رافضيى كه مجلس مىكرد گفت : جبرئيل آمد بسيّد و گفت : اين زنك « 5 » را طلاق ده » . امّا جواب اين مقال « 6 » بىمغز نادرست آنست كه اوّلا بمذهب شيعه زنان رسول همه امّهات المؤمنيناند و مؤمنات و عابداتاند ، و امّا بمذهب خواجه امام اختيارست و منكر امامت اختيار را رافضى مىداند و هالك مىشناسد ، بمذهب شيعه امام نصّ است ايشان نيز منكر نصّ را خارجى و هالك دانند ، مذهب اينست و اعتقاد اينست . و آنچه گفت : « من بسارى بودم » بقول خود بر خود بينم ملحدى اقرار داده
--> - طالب تحقيق بمواضع ذكر پدر و مادر أمير المؤمنين ( ع ) در كتب معتبرهء شيعه مراجعه كند كه با دقت كامل ببيان اين مطلب پرداختهاند و ما نيز در « كشف الكربة فى شرح دعاء الندبة » در شرح اين فقره « أقام وليه على بن أبى طالب » بتفصيل بتحقيق اين مطلب پرداختهايم وفقنا اللّه لطبعه و نشره . ( 1 ) - ع : « و ايمنه » . ( 2 ) - آيهء 219 سورهء مباركهء شعراء و أبو الفتوح ( ره ) بعد از نقل اقوال در تفسير آيه گفته : « و اصحاب ما به اين آيه تمسك كردند در آنكه پدران رسول عليه السلام مؤمن بودند كه خداى تعالى گفت : « من مىبينم گرديدن تو در پشت ساجدان » و به مثل اين مطلب ساير مفسران و متكلمان شيعه تصريح كردهاند . ( 3 ) - كذا در هرچهار نسخهء « ع م ب ح » و محتمل است كه « نفى » محرف و مصحف كلمهء « نفس » باشد يعنى خود اين امر كه طبع لوخلى و نفسه از شرك نفرت دارد در اثبات مدعاى ما كافى است و اللّه أعلم بحقيقة الحال . ( 4 ) - نسخ : « بسيارى » و حتما تحريف و تصحيف شده است و در جواب شيخ عبد الجليل ( ره ) بر اين اعتراض دليل و قرينهء تصحيح ديده مىشود . ( 5 ) - ع م ب : « عايشه » و قرينهء تصحيح تصريح شيخ عبد الجليل ( ره ) است به اين تعبير در نقل كلام معترض . ( 6 ) - نسخ : « محال » و تصحيح نظرى و قياسى است .