عبد الجليل قزوينى رازى
518
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
از زهّاد و عبّاد روزگار بود و قوم را از بتپرستى منع مىكرد و مىگفت : اين بتان پدران شما ساختهاند ايشان بر وى انكار كردند كه اين اشكال و صور خدا از آسمان فرستاده است ، بر عكس ايشان آن صورت بساخت « 1 » و گروهى بدان فريفته شدند و براى حجّت بديشان نمود كه اين ساختهء خلق است نه ساختهء حقّ است ، و روز عيد آن تمثال بياورد و بر انجمن قوم بسوخت و گروهى بسيار و آن جماعت از بت پرستى رجوع كردند و مؤمن شدند و او را جاهل هبل « 2 » و محرقها خواندندى ، و يك دلالت بر ايمان خزيمه آنست كه اسم مذمّت و نفرين بر آن بت نهاد نه نام مدح و دعا كه هبل مشتقّ است از هبول ، و عرب در دشنام گويند : هبلتك امّك ، و بتأمّل معلوم شود كه هيچ عاقل نام مذمّت و نفرين بر معبود ننهد تا آن شبهت بدين حجّت زايل شود و خواجه انتقالى بشبهت اجداد خير المرسلين را كافر نخواند . امّا حديث عبد المطّلب عليه السّلام از قصّهء ابرههء « 3 » صبّاح و از نوادر « 4 » معلومست ايمان او ، و بو طالب را على رغم المصنّف نام عمران بود « 5 » و عجبست كه « عبد العزّى » را
--> ( 1 ) - از اصنام ابن الكلبى نقل شده است كه : « و كان اول من نصب هبل خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر و كان يقال له : هبل خزيمة و كانت تضرب عنده القداح » . ( 2 ) - ع ب م : « جاهل الهبل » ح : « عاجل الهبل » و همهء اين صور نسخ غلط است زيرا « هبل » در لغت عرب هرگز الف و لام نمىپذيرد و شايد صحيح « جاعل هبل » بوده يعنى نصب كننده و قرار دهندهء آن در كعبه مراد باشد ليكن « محرقها » در دنبال آن با اين معنى منافات دارد فتأمل . ( 3 ) - ع : « ابراهيم » در برهان قاطع گفته : « ابرهه بفتح اوّل و ثالث و رابع نام سركردهء اصحاب فيل است » و در قاموس گفته : « ابرهة بن الصباح صاحب الفيل المذكور فى القرآن » و ابن عنبه در فصول فخريه گفته : « و از حمير نيز آل ذى أصبح و نام او الحارث بن مالك بن زيد بن الغوث و « تازيانههاى أصبحى » به دو منسوب است و از نسل او ابرهة بن الصباح ملك تهامة » و نيز گفته ( ص 10 - 11 ) : و از حبشه آن قوم كه بر ملك يمن تغلب كردند و اوّل ايشان ارباط و از بزرگزادگان حبشه بود و ابرهة الأشرم او را بكشت و بعد از او پادشاهى يمن كرد و اوست آنكه قصد كعبهء حرام كرد و فيل را آورد تا كعبه را خراب كند ( تا آخر گفتار او ) » . ( 4 ) - كذا و فقط در « ع » و در باقى نسخ نيست پس اهل فضل خودشان تعمق فرمايند . ( 5 ) - اينكه مصنف ( ره ) گفته : « ابو طالب ( ع ) را نام عمران بود » بر خلاف تحقيق و بر خلاف قول مختار معروف در ميان فرقهء حقه اماميه است ، در كتاب شريف « حجة الذاهب الى ايمان أبى طالب » احاديث بسيارى بر صحت اين مدّعا نقل كرده ، و در برخى از آنها با اين بيت عبد المطلب در وصايت بوى دربارهء پيغمبر اكرم ( ص ) استدلال بر آن شده است : « اوصيك يا عبد مناف بعدى * بواحد بعد أبيه فرد » -