عبد الجليل قزوينى رازى

508

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

آلت بر فعل در هرصناعت بايد كه متقدّم « 1 » باشد چنان كه تيشه بر در بايد كه متقدّم « 1 » باشد و قلم بر كتبت « 3 » و مانند اين ، و آلت روا باشد كه از فعل غير باشد و اين وجهى معقول و معلوم است و بيك آلت هزار فعل مختلف شايد كرد ، و چون قدرت از فعل خدا است « 4 » و فعلى كه واقع آيد از آن قدرت از فعل ما باشد نه ممتنع باشد كه قدرت قبل الفعل باشد خلاف مذهب مجبّره . اما آنچه گفته است كه : « خداى حركت و سكون مىآفريند و بنده به اختيار كسب آن مىكند » هر عاقلى را بر چنين سخن خنده آيد كه نمىدانم كه وقوع حركت و سكون را حوالت به اختيار خدا است يا حوالتش بكسب ما است ؟ ! اگر هم اختيار خداى مىبايد و هم كسب ما در يك فعل ، پس مشاركت خواجه [ را ] لازم است برين اطلاق ، و گر بىكسب بنده وقوع فعل از خداى صحيح است حوالت و اضافت آن ببنده وجهى نامعقول باشد و گر نه و مشاركت روا نيست و بنده را فعلى هست مذهب « 5 » خواجه مجبّر « 6 » باطل و فاسد باشد . و مفوّضه مجبّره باشند كه يك نيمه فعل را به خود تفويض كنند و مشاركت هم ايشان را لازم باشد كه فعلى را به دو فاعل حوالت كنند بر سبيل اختصار اينست جواب اين شبهت ، و شرح در كتب شيعه به حمد اللّه مذكور و مسطور است . آنگه گفته است : « فضيحت يازدهم - رافضى بو طالب را با ظهور كفرش مؤمن گويد ؛ و عليه السّلام نويسد ، و گويد : همهء اجداد رسول مؤمن بودند و ما ايشان را گوئيم : نه رسول عليه السّلام گفته است : رأيت أبا طالب فى ضحضاح من النّار ، بو طالب را

--> ( 1 ) - ح : « مقدم » . ( در هردو مورد ) . ( 3 ) - م : « كتابت » ب ح : « كتب » فيومى در مصباح گفته : « كتب كتبا من باب قتل و كتبه بالكسر و كتابا و الاسم الكتابة لانها صناعة كالتجارة و العطارة ( الى آن قال ) و تطلق الكتبة و الكتاب على المنزل و على ما يكتبه الشخص و يرسله قال أبو عمرو : سمعت أعرابيا يمانيا يقول : فلان لغوب جاءته كتابى فاحتقرها فقلت : أتقول : جاءته كتابى . . . ! ؟ فقال : أليس بصحيفة ، قلت : ما اللغوب ؟ - قال : « الاحمق » . ( 4 ) - د : « و چون قدرت از فعل جداست » ( با جيم در لفظ « جدا » ) . ( 5 ) - كلمهء « مذهب » فقط در نسخهء ح است . ( 6 ) - ب : « خواجه مجرى » .