عبد الجليل قزوينى رازى

489

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ « 1 » ، و دانيم كه بلقيس را همه چيزى نبود ، پس « خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » را معنى آن باشد كه هرآنچيز كه نقصان الهيّت او نكند از افعال حسن چون خلق آسمان و زمين و عرش و كرسى و جنّى و انسى و ملائكه و اصول و فروع نعم و مانند آن ؛ همه از فعل او باشد تبارك و تعالى ، و منزّه و متعالى است از فعل كفر و فساد و زلّات و مانند آن ؛ تعالى اللّه عمّا تقول المجبّرة ، و تقدّس عمّا تظنّ المشبّهة علوّا كبيرا . و اگر آياتى « 2 » كه تأكيد اين دلائل است برشماريم كتاب مطوّل شود و از مقصود بازمانيم و ما را در جواب اين شبهت درين كتاب اين قدر كفايت است ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . و اما آنچه گفته است كه : « گويند : ايمان و كفر بتوفيق و خذلان او نيست » يك نيمه ازين دعوى راست است و يك نيمه دروغ ؛ از بهر آن را « 3 » كه مذهب ما و مذهب اهل عدل درين مسأله اينست كه ايمان و طاعات و همهء خيرات و همهء حسنات بتوفيق و لطف و هدايت و تمكين بارى تعالى حاصل آيد و تا اين جمله بنكند تكليف نكند مكلّف را ، امّا كفر و معاصى بخذلان قديم تعالى نگوئيم كه منزّه است تبارك و تعالى از آنكه خذلان و سلب توفيق كند تا بنده كافر شود و آنگه بنده را عقوبت كند . امّا آنچه گفته است : « برين وجه ايشان را معطّلى خوانند » به حساب كورتر است ديگر باره و پندارى معنى تعطيل ندانسته است كه معطّلى منكر بعثت رسل و شريعت را گويند و آن طايفهء خامل ذكر « 4 » اند قليل العدد ؛ و از جملهء دهريانند كه گويند :

--> - « قلعة طبرك » در تواريخ و بالخصوص تواريخ سلاجقه نام آن برده شده است و ياقوت در معجم - البلدان گفته : « طبرك بفتح اوّله و ثانيه و الراء و آخره كاف قلعة على رأس جبيل بقرب مدينة الرى على يمين القاصد الى خراسان و عن يساره جبل الرىّ الاعظم و هو متصل بخراب الرّى خرّبها السلطان طغرل بن ارسلان . . . فى سنة 588 ( آنگاه بشرح تخريب قلعهء نامبرده پرداخته است بتفصيل ) » . ( 1 ) - از آيهء 23 سورهء مباركهء نمل » . ( 2 ) - ع ث م ب : « و گر آيتى » ( 3 ) - از قبيل استعمال دو اداة تعليل است براى افادهء معنى تأكيد چنان كه مكرّر به آن اشاره كرده‌ايم : ( 4 ) - « خامل ذكر » يعنى غيرمعروف و گمنام .