عبد الجليل قزوينى رازى
490
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
شريعت نامعقولى است قبول نشايد كردن ؛ و مذهب ايشان بخلاف مذهب براهمه باشد و از يك وجه معطّلى بمجبّرى « 1 » مشابهت دارد كه معطّله نفى شريعت كنند من قبل اللّه ، و مجبّره خدا و رسول را معزول كنند از بعضى احكام ؛ و برأى و اجتهاد خويش گويند تا خواجه بداند كه معطّلى كيست « 2 » . و اما آنچه گفته است كه : « سورة الفاتحة دلالت است بر صحّت مذهب اهل سنّت و جماعت ، و بطلان مذهب قدر و رفض و تعطيل » . جواب آنست كه : پندارى خوشش آمده است با خود در خواب كشتى گرفتن كه چون بيفتد بىرنجى انسان برخيزد امّا با خصم دشخوار ترك « 3 » باشد كشتى گرفتن كه چون بيفتد ترسم برنخيزد اوّلا همهء قرآن من أوّله الى آخره دليل است بر صحّت مذهب اهل عدل و توحيد ، و بطلان مذهب اهل جبر و تشبيه چنان كه بعد ازين فصل بتوفيق خداى بيان كرده شود ان شاء اللّه . امّا ابتدا شروع افتد در بيان سورة الفاتحة كه بردّ است « 4 » بر مذهب مجبّره و مشبهّه اوّلا « بسم اللّه » نام ذاتى است كه قادر است بر اصول نعم ، و چون نعمت كرده باشد مستحقّ شكر و عبادت باشد و خواجه چون اسم و مسمّى يكى داند هزار و يك « 5 » خدايش لازم آيد و اسم از مسمّى بازنشناسد ، و چون اسم عين مسمّى باشد نام فرعون عين فرعون باشد ، و چون كلام قديم باشد مسمّيات قرآن چون فرعون و ابليس و قارون و هامان همه قديم باشند ؛ و خداى قديم باشد ، و تاكنون نه قديم گفته است درين صورت نه صد هزار قديم لازم آيد ، و درين دقيقه تأمّل بايد كردن تا فايدهء گفت « 6 » ما مصوّر « 7 » شود كه در قديم فرقى نيست برين اصل ميان
--> ( 1 ) - در نسخ : « مشبهى » و بقرينهء ذيل عبارت يعنى : « و مجبره خدا و رسول را معزول كنند » تصحيح شد و اگرچه غالبا مصنف ( ره ) از هردو بعنوان « اهل جبر و تشبيه » تعبير مىكند كأنه هردو را در حكم يك طايفه ميداند . ( 2 ) - در اين مورد جاى قسمتى از عبارت پس و پيش بود به نظر درست و جابجا كرديم ليكن تمام عبارت از خود مصنف ( ره ) است . ( 3 ) - ب م : « دشوار ترك » ح د هم ندارند در برهان قاطع گفته : « دشخوار با خاى ثخذ و واو معدوله بر وزن و معنى دشوار است كه مشكل باشد » . ( 4 ) - ح د : « كه ردّ است » . ( 5 ) - ع : « و هزار و يك » . ( 6 ) - ح د : « سخن » و « گفت » بمعنى گفته و گفتار در زبان فارسى بسيار به كار رفته است و از آن جمله است - - اين شعر فردوسى بنابر آنچه در نسخ معتمده ذكر شده است : « كه من شهر علمم عليم درست * درست اين سخن گفت پيغمبرست » ( 7 ) - ح د : « معلوم » و در سابق مكرر ياد شد كه « مصور » در متون قديمه بمعنى « معلوم » به كار رفته است .