عبد الجليل قزوينى رازى
473
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
حالت هم در ميانهء كار ، و شعيب و ايّوب را غيبت نبوده است و بارى تعالى يحيى و زكريّا و جرجيس را با تحمّل مشقّت و رنج اعدا و ضرب و قتل ؛ صبر فرموده است و غيبت مصلحت نبوده است ، و مصطفى را با رفعت درجت و منزلت بزرگ ؛ مصلحت غيبت بوده است و بغار رفته و مكّه رها كرده و بمدينه آمده ، و خداى تعالى عاجز نيست و انبيا مخطى و عاصى « 1 » نباشند امّا مصلحت هروقت و هرپيغمبر دگر باشد پس اگر كور و كر نيست تواريخ و تفاسير ببايد خواندن و قياس ائمّهء ما از اوّل تا آخر بر احوال انبيا كه بهتراند از ائمّه « 2 » بر آن قياس مىكردن تا ظهور باقر و صادق و غيبت مهدى عجب ندارد و بعد ازين حجّت انكار اين حالت كردن از غايت جهل و بىخردى باشد . وجه دوم - آنست كه السّعيد من وعظ بغيره « 3 » چون مهدى را عليه السّلام معلوم است كه امويان و مروانيان و عبّاسيان با پدرانش چه معامله كردند از كشتن بتيغ و زهر و سلب و نهب و غارت و مانند آن پس خائف است و از خوف اعدا غايب است . وجه سيوم - آنست كه روا باشد كه وجه مصلحت در ظهور ايشان و غيبت او آنست كه ايشان هريك نايبان داشتند ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ « 4 » و اين امام آخرين و بقيّهء عترت و حافظ كتاب و شريعت است و عمر او سبب امان امّت است غايب است تا چون خوف زايل شود او ظاهر شود چنان كه اجماع و كتاب بر خروج و ظهور او حجّت
--> ( 1 ) - ع : « عارضى » . ( 2 ) - عقيدهء مصنف ( ره ) آنست كه انبيا عليهم السلام بطور كلى از اوصيا عليهم السلام افضل هستند و تفصيل اين مسأله در سابق گذشت ( ص 318 و تعليقهء 132 . ( 3 ) - ميدانى در مجمع الامثال گفته است ( ص 291 چاپ ايران ) : « السعيد من وعظ بغيره أى ذو الجد من اعتبر بما لحق غيره من المكروه فيجتنب الوقوع فى مثله ، قيل : انّ أوّل من قال ذلك مرثد بن سعد أحد و فدعاد الذين بعثوا الى مكة يستقون فلما رأى ما فى السحابة التى رفعت لهم فى البحر من العذاب أسلم مرثد و كتم أصحابه اسلامه ثمّ أقبل عليهم فقال : ما لكم حيارى كأنكم سكارى ، ان السعيد من وعظ بغيره ، و من لم يعتبر الذى بنفسه يلقى نكال غيره ؛ فذهب من قوله أمثالا » . و در كلمات مأثوره از خاتم الأنبيا و از وصيش امير المؤمنين عليهما السلام نيز درج شده است و در كلمات ساير معصومين عليهم السلام نيز به نظر ميرسد آيا در اين موارد بعنوان تمثل به كار رفته يا در كلام پيغمبر اكرم ( ص ) بعنوان اصالت به كار رفته است و قول منقول از صاحب مجمع الامثال اعتبار ندارد ارباب دقت خودشان تحقيق فرمايند . ( 4 ) - صدر آيهء 34 سورهء مباركهء آل عمران .