عبد الجليل قزوينى رازى
474
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
است ، و بدليل اوّل مستغنى بوديم ازين دو وجه دگر ؛ امّا براى تاكيد را « 1 » گفته آمد و زيادة الخير خير . و اما آنچه گفته است : كه « بمذهب روافض چنانست كه پدران قائم هريك بهتراند از وى » دگر باره به حساب كورتر است و فتوى بايد كه بر آن مذهب بد خود مىكند و فتواى مذهب شيعت چون نمىداند در توقّف نهد « 2 » ، بمذهب شيعه چنانست كه امير المومنين على بهتر است ازين هريك از يازده معصوم و دلالت « 3 » قول رسولست كه گفت : هذان امامان قاما أو قعدا و أبوهما خير منهما ، و اين دگرانرا تفاوتى نيست و معلوم نشده است تفضيل بهرى بر ديگرى تا آن « 4 » صورت كه نموده است بداند كه باطل است . و آنچه گفته است كه : « چون دولت امويان ناچيز شد و دولت عبّاسيان ضعف پذيرفت » عجب است كه در مواضع اين كتاب آورده است كه آن مذهب رافضى باشد كه زبون و ضعفپذير باشد ، و مذهب سنّت هميشه قوى باشد و عجز و ضعف نپذيرد و اينجا بضعف مذهب و نقصان كار خلفا معترف مىشود مبارك باد رجوع دگر باره با دروغ و تقليد اوّل . اما آنچه گفته است كه : « در عهد اميران ديلمان شيعى چرا ظاهر نشد و قوّت صدقه و سرخاب كه بشاهد آورده است » سبب آن بوده باشد كه امام ترسيده باشد كه ملوك ديالم و صدقه و سرخاب رافضى با وى همان كنند كه اميران سنّى و ناصبيان « 5 » عالم با مسترشد و راشد كردند از تيغ در وى كشيدن و بگرفتن و بنگاه « 6 » بغارت بكردن و چون اسيران ازين مرحله بدان مرحله بردن ، و به آخر كار غافل شدن و آن دو سيّد محتشم را بدست ملاحده بازدادن تا شهيد شدند ، اهل سنّت بيشتراند از شيعت ، و نواصب بر روافض غلبه دارند ، و خاندان عبّاسيان بخلافت و سلطنت معروف و مشهور است ، پس
--> ( 1 ) - اين مورد يكى از آن موارد است كه دو اداة تعليل براى افادهء معنى تأكيد به كار رفته است چنان كه در تعليقهء 13 بتفصيل بيان كرديم . ( 2 ) - ح د : « در باقى نهد » . ( 3 ) - ح د : « و بدلالت » و « دلالت » در متن بمعنى دليل است . ( 4 ) - ع : « به آن » . ( 5 ) - ث ب : « رافضيان » م « رافضى » . ( 6 ) - در برهان گفته : « بنگاه بضمّ اوّل و كاف فارسى بالف كشيده بر وزن گمراه منزل و مكان و جايى كه نقد و جنس در آنجا نهند » .