عبد الجليل قزوينى رازى
453
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
است از حوض برآورده على زعمه « 1 » ، و در چاه افتاده « 2 » بحقيقت ، و هذه قصيرة عن طويلة و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّيّبيّن ، و لعن اللّه على اليهود و المجوس و الدّهريّة و الملحدين و المجبرين . آنگه گفته است : « فصل - و بدان كه مذهب شهر نبايد داشتن نه هركه در قم و قاشان « 3 » و سبزوار و نيشابور باشد و از محلّتهاى رى [ به ] مصلحگاه و زادمهران باشد بايد كه رافضى باشد ، مذهب حق بايد داشتن ، تبع هوى « 4 » نبودن نه « 5 » از بهر آن را كه در رى غالب رافضىاند آن بهتر بود اگرچه بعدد بسياراند » . امّا جواب اين فصل آنست كه اين معنى آنكس را برسد گفتن كه به نظر معترف باشد ، و عقل را اثرى كويد ، و مكلّف را در قبول و ردّ مذهب مخيّر داند ، خواجه را كه مذهب چنانست كه معرفت خداى بقول پيغمبر توان حاصل كردن ، و نيز مكلّف قادر و مختار نيست و سرنوشتى « 6 » از ليست اگر خداى سرنوشت در ذرّهء اوّل « 7 » رافضيى به نوشته باشد مكلّف نتواند كه سنّى باشد ؛ به شهر تعلّقى ندارد ، و گر سرنوشت سنّيى باشد ؛ خود نتواند كه رافضى باشد ، و چون ايمان عطاى خداى باشد آن را كه ايمان دهد خود كفر نتواند كردن ، و چون كفر از خذلان خداست آنكس را كه كافر آفريد مؤمن نتواند بودن . پس با اين « 8 » مذهب كه خواجه دارد نه مؤمن را بايمان مدح توان كرد و نه كافر را بكفر ذمّ توان كردن ، نه روا باشد كه سنّى را دعا و ثنا گويد ،
--> - « از باران بناودان گريختن مثل است در كيمياى سعادت گفته : هر كه از شهوت طعام بگريزد و اندر شهوت ريا افتد چنان باشد كه از باران حذر كند بناودان افتد نظامى گفته : كنون در خطرهاى جان آمديم * ز باران سوى ناودان آمديم . » ( 1 ) - ع ب م : « على رغمه » ( براء مهمله و غين معجمه در اين مورد و مانند مورد سابق ) . ( 2 ) - نظير « از چاله درآمده و بچاه افتاده است » كه در امثال و حكم دهخدا با موارد تمثلش مذكور است . ( 3 ) - ث ب م ح : « كاشان » . ( 4 ) - ع ث : « تيغ هوا » ب ح د : « تبع هوا » . ( 5 ) - ح د « نه » را ندارند . ( 6 ) - ح : سرنوشت » . ( 7 ) - ح د ندارند و مراد از « ذرّهء اوّل » عالم ذرّ است و مراد از سرنوشت آنست كه در آن روز در لوح قضا و قدر براى هرشخصى تعيين شده است . ( 8 ) - ع ث ب : « به اين » .