عبد الجليل قزوينى رازى

449

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

مذهب اينست كه نفى عقل و نظر كنند و حسن و قبح را حوالت بشريعت و قول پيغمبر كنند و تا پيغمبر دعوت نكند معرفت خداى و معارف عقلى هيچ معلوم نشود و واجب نباشد ، و عقل و نظر را اثرى نباشد ، و در عهد سلطان سعيد مسعود بن محمّد بن ملكشاه - رحمة اللّه عليه - به شهر رى با حضور رايت سلطان درين مسأله و در مسائلى دگر كه مجبّر بدان منفرد است ماجراهاى بسيار رفت در پيش تخت سلطان و بحضور اركان دولت و بحضور ائمّهء عراق و خوراسان و از مذهب خواجه اين معنى درست شد و علما و رؤساء آن طايفه بخطّ خويش بنوشتند و تبرّا كردند از مذهب بتقيّه و خوف سلطان رجوع كردند و گواه گرفتند و نسختهاى آن در عالم منتشر شده و مفتى روزگار قاضى الحسن الاسترابادى - رحمة اللّه عليه - بصحّت تأثير عقل و نظر و ردّ تعليم و تقليد فصول غرّاء مشبع نوشت ، و مفتّنان « 1 » و اوباش سراى خواجه بو نصر هسنجانى بغارت بربخته « 2 » و در حال خواصّ سلطان و غلامان امير - عبّاس غازى برفتند و بسياريرا بگرفتند و سه غوغائى قزوينى را درآويختند و در آن مالها خرج شد و نسختى از آن رجوع بمدينة السّلام بدار الخلافه فرستادند « 3 » و بلفتوح اسفراينى را از حضرت خلافت مهجور كردند ، و بپيرانه سر با اسفرائين فرستادند و خواجه عزّ الملك « 4 » وزير سلطان بود بسبب مذهب اشاعره را مددى كرد البتّه هيچ ميسّر نشد و بعد از مصادره و حبس رئيس الائمّه و بلفضايل امام سنّيان ، و رجوع از مذهب صد و پنجاه ساله ، و خطّها بلعنت واضع مذهب كه بازدادند و نسختها به اطراف فرستادند و ائمّهء خوراسان و ماوراء النّهر حنيفيان همه بخواندند و اين خبر فاش و منتشر شد آنگه چون دو سال برآمد برين حادثه دگر باره

--> ( 1 ) - ع ث م ب : « مفتيان » گويا مراد فتنه‌انگيزان و غوغاگران و شورشيان هستند و بعبارت ديگر معنائى كه مرادف يا قريب بمعنى اوباش باشد مراد است ، و مفتن به اين معنى در لغت عربى به كار نرفته است و در نسخهء ح : « مقننان » بقاف از باب تفعيل و متن موافق نسخهء « د » است . ( 2 ) - ع ث : « بربغته » ب م : « برفتند » ح : « غارت كردند » و گويا « برفتند » مخفف « بروبيدند » است يعنى جاروب كردند به اين معنى كه هرچه داشت بغارت بردند . ( 3 ) - اين فقره را دو نسخهء « ح ، د » ندارند . ( 4 ) - براى ترجمهء « عزّ الملك » رجوع شود بتعليقهء 167 .