عبد الجليل قزوينى رازى

450

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

در گوشها « 1 » فراگفت‌وگوى گرفتند كه : آن رجوع و كتبت « 2 » از خوف سلطان و از بيم تيغ تركان بود مصنّف اين كتاب مىبايست كه ايشان را بازنموده بودى كه اين تقيّه است و تقيّه مذهب رافضيان است و بعينه تقيّه و باطنيى يكى است و زبونى طريقت جهودانست و روا نباشد كه رؤسا و ائمّهء اهل سنّت اقتدا بروافض كنند در تقيّه ؛ و بجهودان مشابهت نمايند در زبونى ، و چندانكه حركت و جلدى كردند البتّه آب ريخته با كوزه نرفت و خشت « 3 » از قالب بيفتاده باز جاى خويش نيفتاد كه بهمدان در حضرت اشرف انور مسعودى با حضور ملكان بزرگ محمّد شاه و ملكشاه آن قاعده را هدم كرده بودند ، و آن طريقت بيران كرده بودند ، و آن آوازه از شرق تا بغرب برسيده بود ، و خواجه ابو نصر از آنجا ببغداد رفت و در دار الخلافه و در جوامع و در مدارس بغداد تمهيد اين قاعده بكرد كه نظر بر وجه مؤثّر است در طريق معرفت بارى تعالى ، و قول رسول در شرعيّات و عبادات و معاملات و توابع و لواحق آن به كار بايد ، و انبيا معصوم‌اند ، و جزا بر عمل است ، و خطها بستد ، و از آنجا باصفهان رفت كه دار السّنّة و الجماعة است و بحضور علماء بزرگ و مفتيان معتبر اين فصل على رؤوس الملأ بر سر منبر آغاز كرد و بمناظره و محاوره تقرير كرد كه حق اينست و باطل آنست ، و جماعتى از مفسدان و عامّه كه در آن غوغا « 4 » كردند مالشها يافتند از خواجگان حبشى كه مشيران ملك و مدبّران دولت بودند چون نجم الدّين رشيد جامه‌دار ، و شرف الدّين گرد بازو ؛ و جمال اقبال ، و خواجه بلال مسعود كه همه حنيفيان معتمد بودند « 5 » و بارى تعالى توحيد و موحّدان را نصرت كرد كه گفته است : وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا

--> ( 1 ) - مراد « گوشه‌ها » است و رسم الخط قديم چنين بوده است . ( 2 ) - م : « كتب » ح : « كتببت » در مصباح المنير گفته : « كتب كتبا من باب قتل ، و كتبة بالكسر و كتابا و الاسم الكتابة لانها صناعة كالتجارة ( الى آن قال ) و تطلق الكتبة و الكتاب على المكتوب » . ( 3 ) - ع ث م ب : « و خشت بود » . ( 4 ) - ع : « غوغاى » ث ح د : « غوغائى » م : « غسقا » . ( 5 ) - اين همان حادثهء معروف است كه در سابق ( ص 142 - 143 ) به آن اشاره شده است پس براى ذكر اين تفصيل بتعليقهء 69 رجوع كنند و نيز بترجمهء قاضى عمدة الدّين ساوى رجوع شود كه خواهد آمد .