عبد الجليل قزوينى رازى
442
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
ايشان بنظم آوردهاند ؛ شاعرى ميگويد « 1 » : اليكم كلّ مكرمة تؤول * اذا ما قيل : جدّكم الرّسول كفاكم من مديح الخلق طرّا * اذا ما قيل : امّكم البتول سادات را كه جدّ بزرگوار سيّد المرسلين باشد ، و پدر خير الوصيّين ، و مادر سيّدة نساء العالمين باشد اگر گدائى انتقاليى مفسدى بو جهليى ايشانرا بىهنر و بىزهره خواند در لعنت و جفا و نفرين باشد . و جواب آنچه گفته است : « بنى اميّه و مروانيان اولو الأمر بودند » اى بسا رسوائى كه آنجا باشد كه خداوند امر و فرمان بنى اميّه و بنى مروان باشد خوش مىگويد : اذا كان الغراب دليل قوم * فمأواهم محلّ الها لكينا « 2 » آنگه گفته است : « و أمير المؤمنين خود با سه گروه حرب كرد اوّل با كافران آنگه كه در خدمت رسول بود ، دوم با اصحاب جمل و ايشان مخطيان بودند ، و بر عايشه پوشيده كردند و حق با على بود » .
--> ( 1 ) - اين دو بيت در موارد كثيره از كتب معتمده نقل شده است ليكن متأسفانه در هيچيك از آنها قائل ابيات را نام نبردهاند بلكه بعنوان « انشد » ( بصيغهء مجهول ) يا قيل ياد كردهاند رجوع شود بروضة الواعظين فتال ( ص 134 ) و تاريخ بيهق ( ص 65 ) و مناقب ابن شهر اشوب ( ج 2 ص 149 چاپ اول ) . ( 2 ) - اين شعر از امثال معروفه است ليكن بعبارات مختلفه نقل شده است مثلا بنابر آنچه در خاطرم هست در تاريخ و صاف و كشكول شيخ بهائى به اين عبارت است : « اذا كان الغراب دليل قوم * فناووس المجوس لهم مقيل » و اين شعر مروى در كتب ادب فارسى از عنصرى در ترجمهء آنست : هر كه را رهبرى كلاغ كند * بىگمان دل بدخمه داغ كند و مراد از « دخمه » گورستان گبرگان است پس شعر بعينه ترجمهء همان بيت عربى است و در بعضى كتب گويا مغنى اللبيب نيز از آن جمله است مصراع دوم چنين نقل شده است : « سيهديهم سبيل الهالكينا » و در كتاب المستطرف فى كل فن مستظرف همين بيت را جزء امثال منظوم نقل كرده است در حرف ميم به اين عبارت ( رجوع شود به جلد اول ، فصل چهارم از باب سادس ؛ ص 41 ) : « و من يكن الغراب له دليلا * يمر بهم على جيف الكلاب »