عبد الجليل قزوينى رازى
437
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
بىهيچ تكلّف اين سخن سخت نكوست * از كوزه همان برون تلاود « 1 » كه دروست « 2 » اوّلا لشكر آل مرتضى دانى كه باشند ؟ شير مردان فليسان « 3 » باشند و سپاهسالاران در غايش ، و سادات در زامهران ، و جوانمردان در مصلحگاه ، و معتقدان در رشقان « 4 » و ديلمان آبه ، و وزيران قاشان ، و تازيان و علماء قم ، و سادات و شيعت قزوين ، و مردان مردانه و رؤساء و مصلحان ورامين ، و شبخيزان نرمين « 5 » و سروهه « 5 » و معتقدان خوابه « 5 » ، و ملوك و اصپهبدان سارى ، و دليران ارم ، و عارفان سبزوار ، و شجاعان و مبارزان نيسابور ، و مهتران جرجان ، و بزرگان دهستان ، و مؤمنان جربايقان ، و امينان استراباد ، نه مشتى دوغ باذى « 8 » سياه قفا ، بىنوائى پرجفا اموى طبع ، مروانى رنگ ، خارجى شكل ، مجبّر اعتقاد ، قدرى مذهب ، مشبّهى دعوى ، چون قماربازان در كنده ، و سوّاسان پالانگران ، و خر كولان باطان « 9 » ، و خردزدان در شهرستان « 10 »
--> ( 1 ) - ب م ح : « تراود » . ( 2 ) - دهخدا ( ره ) در امثال و حكم گفته ، « از كوزه همان برون تراود كه دروست » مثل است مولوى گفته : « خالى از خود بود و پر از عشق دوست * پس ز كوزه آن تراود كاندر اوست » و يا با افضل گفته : « گر دايرهء كوزه ز گوهر سازند * از كوزه همان برون تراود كه دروست » ( 3 ) - درب فليسان از دروازهها و محلات معروف رى بوده است و ابن كربويه رازى در نونيهء خود بنابر نقل ابن الفقيه در مختصر البلدان از آنجا در اين بيت چنين نام ميبرد : « و قصر اسحاق من فولاد منحدرا * على الشراك الى درب الفليسان » ( 4 ) - اولياء اللّه در تاريخ رويان گفته ( ص 91 ) : « و حال آنكه شهر در آن تاريخ مقابل گنبد شهنشاه فخر الدّولهء ديلمى بود و در اين نزديك اهل رى آن موضع را در رشگان گفتندى و تا بعهد ديالم آل بويه بر آن قرار مانده بود » و ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان گفته ( ص 61 ج 1 ) : « شهر در آن تاريخ مقابل گنبد شهنشاه فخر الدوله بود اين ساعت برى آن موضع را دزرشگان مىگويند و تا بعهد ديالم آل بويه بر همان قرار مانده بود و سراى صاحب بن عباد تودهء مثل تلى من ديدم » و سيد ظهير الدين مرعشى نيز در تاريخ طبرستان و رويان و مازندران نظير اين كلمات را نقل كرده است ( ص 11 ) . ( 5 ) - از اين مواضع در كتب تاريخ و جغرافياى دسترس نامى نبردهاند . ( 8 ) - ث م ب : « دوغبازى » ح د : « دغابازى » . ( 9 ) - باطان موضعى معروف بوده است در رى ؛ و ابن كربويه رازى در نونيهء خود كه ابن الفقيه آن را در مختصر البلدان نقل كرده از آن موضع چنين نام برده است : « و كم بروذة من مستشرف حسن * الى المضيق بها من باب باطان » در اصطخرى و ابن حوقل نيز اين نام آمده و بصور گوناگون از قبيل « ماطا » و « باب طاق » و - « باطاق » و « باب ماطاق » در نسخ ضبط شده است . ( 10 ) - گويا از اماكن و محلات رى بوده و شايد « باب المدينة » كه در بعضى از چاپهاى مسالك و ممالك از دروب رى بشمار رفته است معرّب در « شهرستان » مذكور باشد و اللّه العالم .