عبد الجليل قزوينى رازى
424
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
فرمان ورا باشد ، و گر چون ملحدان بتزوير از حكمى شرعى درآويزند دست ببايد داشتن ؛ پس بايد كه همهء مسلمانان دست از قرآن خواندن و نماز كردن و اظهار كلمهء شهادتين بدارند از بهر آن را كه ملحدان بدان تظاهر كردهاند تا اين جمله بداند و حقيقت جهل خويش بداند « 1 » . و آنچه گفته است كه : « ملحد بر مرده پنج تكبير كند و رافضى پنج كند » جواب بانصاف فهم بايد كردن تا فايدت حاصل شود و شبهت زايل اولا از رسول و اهل بيت و صحابه معلومست كه تكبير در نماز مرده پنج كردهاند و شيعت از خود ننهادهاند و امّت بارى متّفقاند كه رسول عليه السّلام روز احد بر حمزه هفتاد تكبير كرد و سبب آن بود كه هربارى كه فارغ شد جبرئيل آمد كه ملائكه زمرهاى رسيدند سيّد نماز با سر گرفتى ، تا صحابه مىشمردند تا چندان اعادت نماز كرد كه تكبير هفتاد شد ؛ اكنون اگر تكبير چهار باشد عدد هفتاد محال باشد كه چون چهارده بار با سر گيرد هربار پنج تكبير هفتادم « 2 » تمام باشد پس اگر چهار كند شصت تكبير باشد پانزده نماز را ، ده بماند اگر سه بار كند هشت دو بار باشد دو بماند خلاف اجماع باشد بنماند الّا آنكه دو بار پنج باشد به دو بار شايد كردن ، و اصل اوّل بقياس آخر باطل باشد كه هفتاد تكبير چهار چهار هفده باشد دو بماند ؛ به دو تكبير نماز مرده تمام نشود بنماند الّا حساب راست كه چهارده بار درست هفتاد تكبير باشد لا زيادت و لا نقصان ، و اين حجّتى بليغ است هركسرا كه نيك بخواند و سره بداند . ديگر - آنكه بمذهب خواجه نه قياس در شريعت رواست اگر قياس تكبير بر فرائض نماز مرده است در شبانروزى پنج است ؛ تكبير پنج بايد كرد ، اگر بر عدد صحابه و خلفا است رسول را نيز بر حساب بايد گرفتن تا پنج باشد ، اگر قياس بر اركان شريعت است پنج است « 3 » اگر خواجه قياس برين عدد نكرده است ائمّهء ما كردهاند
--> ( 1 ) - ح د : « معلوم كند » . ( 2 ) - ث ب م ح : « هفتاد » . ( 3 ) - مراد مضمون احاديث معتبرهء وارده بطرق فريقين است كه : « بنى الاسلام على خمس » و شاعر به اين معنى اشاره مىكند در آنجا كه گفته : « به پنج اركان شرع و هفت اقليم * بنه چرخ و ده و دو برج ديگر »