عبد الجليل قزوينى رازى

422

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

بكرده كه دو سه ديه را چه محلّ باشد كه پندارى كه رافضيان اين شعار بتقيّه پنهان دارند زيديان تقيّه نكنند و آشكارا كنند اين جمله ، و قاضييى چون حسن استرآبادى كه در مشرق و مغرب مانند نداشت بايستى كه مزكّى ملحد ندارد « 1 » و چون ظهير الدّين كه مفتى مسلمانان است بارى اين مداهنه نكردى . پس معلوم شد كه خليفه و سلطان و اميران و اين دو قاضى همه عالم و عارف‌اند و دشمن ملحدان ، و ملحدى نه به « خير العمل » و علم باشد ، و نه بدست فروگذاشتن ، بدان باشد كه نفى صانع كنند ، و عالم قديم دانند ، و معرفت خداى بقول رسول حوالت كنند ، و همه دانند كه « خير العمل » ، و رايت سفيد ، و دست فروگذاشتن دلالت ملحدى نكند پس اگر نه و خواجه انتقالى كه سه هفته و نيم است كه سنّى شده است بهتر مىداند از خليفه و سلاطين و امراء اسلام و قضاة و حكّام عالم بايد كه بجهل همه فتوى بكند « 2 » و ببىحميّتى « 3 » همه ندا « 4 » بكند و تيغ برگيرد و جهان راست بدارد ، و همهء زيديان و شيعيان را بكشد ، و هرعاقل فاضل كه اين فصل و جوابش باستقصا برخواند جهل و بىامانتى و مبغضى و متعصّبى اين مصنّف بداند ، بار خدايا توفيق رفيق گردان و از عصمت خود ما را بهره ده تا آن گوئيم و كنيم و نويسيم كه بقيامت بر ما ملامت نباشد و به دنيا بر ما غرامت نباشد ؛ إنّك أنت الهادى الحافظ المعين . اما آنچه گفته است كه : « ملحدان انگشترى بدست راست دارند و رافضيان هم بدست راست دارند » و از وفور جهل و كثرت تعصّب بندانسته است كه انگشترى داشتن فريضه و واجب نيست ؛ سنّت است ، اگر كسى هرگز ندارد دين و اعتقاد

--> - معجم البلدان گفته : « فرزاد بفتح أوّله و تشديد ثانيه و فتحه ثمّ زاى و آخره ذال معجمة من قرى الرّىّ » و در كتاب منتقلة الطالبية نيز از اين قريه بلفظ « فرزاد » تعبير شده است و گويا مراد همان « فرحزاد » فعلى است كه در شمال غربى طهران واقع است و در اسناد روايات از راويان منسوب به اين مورد بعنوان « فرزادى » تعبير شده است چنان كه در مقتل خوارزمى در موارد بسيار واقع شده است ؛ و ما به اين موارد اشاره خواهيم كرد ان شاء اللّه در تعليقهء 163 . ( 1 ) - ح د : « برندارد » . ( 2 ) - نسخ : « نكند » و قياسا تصحيح شد . ( 3 ) - ع ث : « به بىحمايتى » ح د هم ندارند . ( 4 ) - ع ث ب م : « بدا » ح د هم ندارند پس تصحيح نظرى است .