عبد الجليل قزوينى رازى
405
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
ايشان كافر و ملحد و حرامزاده مىخوانند و نامشان مىبرند و اشارت بفرزندان خود مىكنند و غرضشان صحابهء بزرگواراند ، اين تشنيع بر شيعت مىزد بطمع ناموس و بازارچه و دانگانه « 1 » تا جماعتى از شيعت كه فرزندان را بتبرّك صحابه و اقتدا به امير المؤمنين على ، بو بكر و عمر و عثمان نهاده بودند رشوت برند و چون حال بدين انجاميد شيعت اين حال رفع كردند بر خواجه على عالم ، و فقيه بلمعالى امامتى ، و شمس الاسلام حسكا ، و بو طالب بابويه ، و سيّد رئيس محمّد كيسكى ، و سيّد امام مانگديم رضى « 2 » ، ايشان گفتند : چون درين اختيار بر شما تشنيع مىزنند ترك اين تبرّك كنى « 3 » و اين اسامى كه سنّت است بر فرزندان منهيد تا كس را بر شما سخن نباشد تا ببركات گفت و فتواى پير دانشمند سنّى اين طريقت زايل شد و منقطع گشت و وزر و و بال آن به گردن خواجهء مفتى . و مصنّف انتقالى چون اين احوال داند بايد كه بر شيعت به ترك اختيار اين اسامى تشنيع نزند و تهمت ننهد تا مأخوذ و مأثوم نباشد و الحمد للّه ربّ العالمين . امّا آنچه گفته است كه : « رافضى را عادت باشد كه بيشتر بهتان نهد چون جهودان » انصاف اينست كه هرمسلمان حنفى و شفعوى و شيعى كه بانصاف و استقصا درين مجموعه كه اين خواجه كرده است نظر كند و تا به آخر برخواند بداند كه البتّه هيچ دروغى نگفته است و هيچ بهتانى ننهاده است ! و چون درست شود كه چهار دانگ از آنچه گفته است و نوشته است دروغ و بهتان و تهمت و تعصّب و عداوت و بغض است مقتدى او باشد بجهودان ، و او بهتر مانندگى دارد بايشان ، و گر چه رافضى بوده است و اكنون سنّى شده است « 4 » انصاف اينست كه مذهب جهودان و ملحدان هم سره
--> ( 1 ) - ح د : « بطمع ناموس بازارچه و دوكانچه » در برهان قاطع گفته : « دانگانه با گاف فارسى بر وزن بارخانه آن باشد كه جمعى چون خواهند بسير و گشت روند هريك زرى بدهند تا از آن سرانجام خوردنى و ما يحتاج سير كنند و بفتح ثالث اسباب و متاع و كالا باشد » . ( 2 ) - اسامى نامبردگان در ص 40 - 41 گذشته و در تعليقهء 30 و موارد ديگر تعليقات نيز شرح حال ايشان ياد شده است . ( 3 ) - ث ب م ح د : « كنيد » و متن از قبيل اطلاق مفرد مخاطب و ارادهء جمع مخاطب است ( رجوع شود بتعليقهء 31 ) . ( 4 ) - ث م ب : « سنى است » ح د : « سنى شده » .