عبد الجليل قزوينى رازى

396

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

كرده باشد خداى ، و راه دعاى رسول غلط بوده باشد برين اصل و برين قاعده ، و آيت « وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى « 1 » » بهرزه آمده باشد . و امّا آنچه گفته است كه : « رسول را جبرئيل گفت : نشان ايشان آن باشد كه اين جفت ترا ناشايست گويند » دليل بر بطلان اين قول آنست كه رسول اين « 2 » روز كه در مسجد قبا نماز مىكرد هنوز در مدينه نشده بود و واقعهء عايشه و دروغ منافقان بر وى بعد از آن بود پس چون رسول از جبرئيل شنويده بود كه : هر كه عايشه را ناشايست گويد مبطل و رافضى باشد ؟ بعد از آن چون منافقان دروغ بر عايشه نهادند و آن حادثه بمدينه بود بعد از هجرت و بعد از وجوب نماز آدينه ، و رسول گرم « 3 » شد و او را با خانهء پدرش فرستاد پس بايستى كه جبرئيل را باور داشته بودى و قبول نكردى و گرم نشدى و او را با خانهء بو بكر نفرستادى كه جبرئيل گفته بود كه : « رافضيان باشند كه او را ناشايست گويند و دروغ گويند و دوستش ندارند » و ازين معلوم شود كه خواجه انتقالى دروغ گفته است و پيش از حادثه جبرئيل خود زهره ندارد كه رسول را خبر كند و خود نداند كه علم غيب الّا خداى نداند و شيعت عايشه را و نه هيچ زنى را از زنان مصطفى و دگر انبيا اين تهمت ننهند و همهء مؤمنين « 4 » و مؤمنات را دوست دارند و نيكو گويند و خداى بفضل خويش رافضيانرا مذمّت نكند ، و دعاى رسول مستجاب باشد ، و خواجهء انتقالى در همه نقلها كاذب و بدفعل و بىامانت است كه در اوّل كتاب تقرير كرده است كه : « مذهب رفض صد و پنجاه سالست تا كه بنهاده است » و درين فصل مىگويد : « آنها كه در عهد رسول دروغ بر عايشه نهادند رافضيان بودند » پس مبارك باد كه رافضيى مذهبى محدث نيست دگر باره

--> ( 1 ) - آيهء 18 سورهء مباركهء فاطر ( و در غير آن مورد نيز از قرآن مجيد هست ) . ( 2 ) - ح د : « آن » . ( 3 ) - ح د : « در خشم شد » و در برهان قاطع گفته : « گرم بضمّ اوّل و سكون ثانى و ميم بمعنى غم و اندوه و زحمت سخت و گرفتگى دل و دلگيرى باشد » و در آنندراج گفته : « شاهد اين معنى قول حكيم فردوسى است ( نقلا از بهار عجم و فرهنگ ناصرى ) : ز چنگال شيران همه دشت غرم * دريده برو دل پر از داغ و گرم » . ( 4 ) - ع ث : « و همهء مؤمن » ح د ، هم ندارند .