عبد الجليل قزوينى رازى

395

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

فريضه به جماعت ساقط باشد با آن قياس مىبايد كردن و نيك تأمّل بايد كردن تا فايدت حاصل آيد و به حمد اللّه و منّه در همهء شهرهاى شيعت اين نماز برقرار و قاعده هست و ميكنند با خطبه و اقامت « 1 » و شرايط چنان كه در دو جامع بقم ، و به دو جامع بآوه ، و يك جامع بقاشان ، و مسجد جامع بورامين ، و در همهء بلاد شام « 2 » و ديار مازندران ؛ و انكار اين غايت جهل باشد . و آنچه گفته است كه : « رسول دعا كرد كه : ألا لا جمع اللّه شملهم » . و بمذهب بعضى فقها اقلّ جمع سه است ، و بنزديك بهرى دو است ، پس خداى تعالى پندارى دعاى رسول اجابت نكرده است و بمحلّ قبول نيفتاده است كه در هرجامعى از شيعت و سادات از پنجاه هزار تا بده هزار ، و در هرمجلسى از دو سه هزار تا پانصد و بيشتر و كمتر جمع ميشوند ، و رسول دعا بر آن وجه كرده پس قسمتى ببايد كردن تا خود آن اوليتر باشد كه گوئيم : رسول آن دعا نكرده است ، يا آنكه گوئيم : رسول دعا كرده است و خداى اجابت نكرده است . و جمع شيعه بر خلاف درخواست و دعاى رسول آبادان و حاصل است با كثرت و قوّت و شوكت و نور و انبوه و زينت « 3 » ، مرا آن بهتر مىآيد كه گوئيم : رسول منزّه است از مانند اين دعا ، و نكرده است ، و گر خواجهء انتقالى را بر خلاف اين مىبايد ؛ فتوى مىبايد كردن و رسول را خائن و دروغ‌زن و نامقبول مىدانستن ، و جمع شيعت مىديدن و مىاشنويدن تا به مردن . و آنچه گفته : « جبرئيل عليه السّلام سيّد را گفت : در امّت تو جماعتى رافضيان باشند » عجبست كه جبرئيل و رسول اين مسأله ندانستند كه بيچاره رافضيان « 4 » در اختيار مذهب رفض مكره و مجبر « 5 » باشند و خداى تعالى ايشان را قدرت رافضيى در آفريده باشد و بقهر رافضى كرده و ايشان « 6 » بر خلاف ارادت و قدرت موجبه نتوانند كه سنّى باشند تا رسول و جبرئيل اين تشنيع بر در سراى خداى بكرده بودندى و رافضيان بىگناه را لعنت نكرده و دشنام ناداده بودندى كه قضاى ازلى سرنبشت ايشان

--> ( 1 ) - ث : « امامت » م ب : « جماعت » . ( 2 ) - ح د : « و در همهء بلاد شام » را ندارند . ( 3 ) - ع ث : « و زينت قرآن » . ( 4 ) - ع ث م ب : « رافضى » . ( 5 ) - « مكره و مجبر » هر دو بصيغهء اسم مفعول از باب افعال . ( 6 ) - ع ث م ب : « و ايشان را » .