عبد الجليل قزوينى رازى

393

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و از ميان آنكه خليفه حاضر است و أهل شام و گيلان ازو محروم‌اند ؟ اين حضور باز پس‌تر است از آن غيبت ؛ و گر نه تيغ و قوّت و نصرت سلاطين آل سلجوق و امرا و تركان غازى بودى نصرهم اللّه على الكفرة و الملحدين ؛ بودى آنچه بودى ، تا چون اين جواب و معارضات برخواند احوال اين مذهب كه گرفته است بداند كه چنان قوى و سره نيست وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « اين رافضيان همه دغل‌داران‌اند » . اما جواب اين كلمه « 1 » آنست كه : بدين نقد و عيار و معيار كه خواجه دارد از جبر و تشبيه و قدر و تمويه [ و ] فقد « 2 » عدل و توحيد و نبوّت و امامت الّا دغل نباشد ، امّا چون بمذهب خواجه تلبيس ادلّه رواست روا بايد داشتن كه اين دغل نيست سره است امّا خداى تعالى به صورت [ دغل ] به دو مىنمايد « 3 » و آنچه او را سره مىنمايد دغل است امّا چون خواجه سر بگريبان بعث بركند كه يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ « 4 » باشد ببيند كه عدل و توحيد علوى باشد و جبر و تشبيه اموى كه : العدل و التّوحيد علويّان و الجبر و التّشبيه أمويّان « 5 » و چون سر بگريبان بعث بركند بداند كه دغل آن باشد كه خداى عادل را ظالم گفته باشد ، و رسولان معصوم را فاسق و عاشق ، و ائمّه را جايز الخطا و وجوب معرفت بسمع گفته ، و تلبيس ادلّه روا داشته ؛ و تكليف ما لا يطاق « 6 » نه آن باشد كه خداى تعالى را منزّه دانسته باشد ، و رسولانرا صادق و امين ، و ائمّه را نصّ و معصوم ، و وجوب معرفت به نظر بر وجه دليل از جهت عقل ، و تلبيس ادلّه محال ، و تكليف ما لا يطاق قبيح ، و الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ على صحّة اعتقادنا و ثبوت اعتمادنا . آنگه گفته است : « آن روز كه رسول عليه السّلام به مسجد قبا نماز آدينه كرد و جبرئيل اين نماز آورده بود و فضيلت اين نماز ميگفت سيّد عليه السّلام

--> ( 1 ) - ع : « كلمت » . ( 2 ) - ع ث م ب د : « نقد » ح د ندارند . ( 3 ) - ح : « اما بضرورت به دو دغل و بد مىنمايد » . ( 4 ) - آيهء 9 سورهء مباركهء طارق . ( 5 ) - سيد مرتضى رازى ( ره ) در تبصرة العوام در آخر ترجمهء فرقهء چهاردهم از اهل سنت گفته ( ص 176 چاپ استاد فقيد عباس اقبال آشتيانى ) : « و از اينجاست كه امير المؤمنين على عليه السلام مىفرمايد : التوحيد و العدل نبويان ، و الجبر و التشبيه أمويان » . ( 6 ) - ح د : « و تكليف ما لا يطاق جايز داشته » .