عبد الجليل قزوينى رازى

335

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و دگر بقاع كه متغلّبان و مدّعيان دارند ، [ آيا ] حقّى هست يا نه ؟ اگر در هيچ جاى حقّى ندارند پس امام بغداد باشند نه امام همهء عالم ، و مذهب خواجه درين وجه برين قسمت قباى تنگ ميآيد « 1 » ، و چون امام همهء عالم باشند ايشان را در جيلان و مصر و يمن و طائف حقّ « 2 » باشد هم لنفسهم و هم لرعيّتهم ، پس اتّفاق است كه اين حق هرگز نگاه نداشته‌اند و ضايع مانده است و هدر شده است ، و مالهاى مسلمانان كه در آن حدود مستهلك مىشود ، و خونهاى مظلومان كه در آن بقاع هدر مىشود ؛ همه به گردن ايشان باشد و عاجز و مقهور و مغلوب و مرحوم و محروم باشند و امامت را بنشايند و اين همان صورتست كه در امير المؤمنين « 3 » عليه السّلام خواجه آورده است و در آخر آن فصل گفته است كه : « امام براى آن بايد كه سدّ « 4 » ثغور اسلام كند » اى نامنصف هرگز كه ديده است و كه شنوده است كه لشكرى از دار الخلافه روى بروم و الموت نهاد و طلب ظفر و نصرتى كرد پس بقول خواجه امامان خواجه كه مذهب گزيده است همه ضعيف و مغلوب‌اند ، و حقها ضايع ، و مسلمانان رنجور ، و بدعتها آشكارا ، و مخالفان اسلام مستولى ، پس برين طريقه از روزگار عمر بقول خواجه مجبّر تا الى يومنا هذا « 5 » عالم مهمل و معطّل است و حق از امّت خارج است . و اگر « 6 » گويند : سلاطين شحنگان ايشانند هرچه اينان كنند حكم ايشانرا باشد ، آخر اگر دعوى تاريخ‌دانى مىكند ديده باشد و نوشته و خوانده و دانسته باشد * حادثهء مرج بامستر شد ، و حادثهء محمّد شاه با خليفهء بغداد « 7 » ، و مخالفت و خصومت سران بغداد باراشد « 8 » تا آن لاف نزنند * « 9 » كه وقت بوده است كه شحنهء بغداد بدانگى

--> ( 1 ) - ح : « قباتنگ است » و در برهان گفته : « قبا تنگ شدن كنايه از بيطاقت شدن و تنگى معاش باشد » . ( 2 ) - ح : « حقها » ع ث : « حقا » . ( 3 ) - ث باضافهء : « على » . ( 4 ) - ع « سد » را ندارد . ( 5 ) - از مواردى است كه جمع بين « الى » و معنى آن كه « تا » باشد شده است . ( 6 ) - ع : « و گر » . ( 7 ) - ع ث م : « احداد » و گويا محرف « بغداد » است . ( 8 ) - ع ث : « و خصومت ببرار ببغداد » و كذا نسخهء م ليكن بدون هيچ نقطه‌اى . ( 9 ) - ح ( بجاى عبارت ميان دو ستاره ) : « حادثها بامستر شد و حصار كردن بغداد تا انصاف بدهد » د : « و حادثها آنچه گفته با مستر شد ، و حصار كردن بغداد تا انصاف بدهد » .