عبد الجليل قزوينى رازى

324

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

او ايشان را امير المؤمنين خواند ، و اگر خوانده باشد در فصل رضا عليه السّلام و مأمون تأويلى باحجّت بگفته‌ايم كه بر وى عيبى نباشد ، و تدبير و رأى أمير المؤمنين در امور شريعت و فتوح ثغور خود معلوم است كه او در آن اصل بوده باشد و ايشان طفيل او كه او عالمتر و فاضلتر بود از هريك ، و حدّها كه زده باشد از قبل خداى و رسول زده باشد نه از قبل بو بكر و عمر بحجّت آيهء : « وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ « 1 » » او اولىتر است بدانكه معصوم است و عالمتر از هريك از امّت . آنگه گفته است : « اى عجب على قويتر بنى هاشم بود ، در اسلام پيشرو ، حق ظاهرتر ، و بتبع بيشتر ، و بتيغ تيزتر ، و معصوم چون رسول عليه السّلام چرا طلب حقّ خود نكرد ؟ « 2 » » . اما جواب آنست كه : چنين است ، امّا امام عالمتر است و معصوم است ، و مصلحت او بهتر داند ، چنان كه بايست و شايست بهر روزگارى كرد ، و كس را بر وى اعتراض نرسد كه همانا اعتراض امّت را بر اختيار خود باشد نه بر نصّ خداى ، وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى . آنگه گفته است : « دو مرد از درگاهى « 3 » آمده محمّد برسالت ، على بامامت ، آن يكى كه رسول است جان فدا كرده زخم خورده از آن دشمنان ، از شهر برانده ، دوستان بيگانه شده ، بيگانه آشنا گشته ، خود را بر قبايل عرض كرده ، هيچ قول قبول ناكرده ، زخم بر روى آمده ، سنگ بر دندان خورده ، پاى آبله شده ، بغار گريخته ، شب راه كرده ، روز بشب آورده ، اداء امانت و تبليغ رسالت كرده ، اين يكى را كه امام است قوم بيشتر ، و قبيله بسيارتر ، در خانه تن بزده « 4 » منشور بر طاق نهاده ، با اعدا دست در كاسه كرده ، پنج درم سنگ خون ازو بنيامده « 5 » ، باطل را بحقّ مىگويد ، يارى

--> ( 1 ) - از آيهء 112 سورهء مباركهء توبة . ( 2 ) - ع ث م ب : « اى عجب على قويتر ، بنى هاشم بيشتر ، حق ظاهرتر ، بتيغ تيزتر ، او معصوم چون رسول عليه السلام » . ( 3 ) - م ب : « از درگاه الهى » . ( 4 ) - م ب : « تن زده » . ( 5 ) - ع : « پنج درم سنگ خون ازو » ث : « پنج در سنگ خون ازو » م ب : « هيچ در سنگ ازو » ح د : « پنج درم خون از وى » .