عبد الجليل قزوينى رازى

319

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

برسالت ، و معصوم است از همه زلّت بمذهب شيعت ؛ امير المؤمنين نصّ است بامامت و معصوم است از همه تهمت ، امّا درجهء رسول عليه السّلام دگر است كه رسول مقتداست و على مقتدى ، و رسول مطاع است و على مطيع ، و او صاحب كتاب و قبله و سنّت و شريعت است و على را اين درجت نيست ، و اين فرقى روشن است ، و درجهء نبوّت و درجت رسالت درجتى بزرگ است و زيادتست از همهء منازل و درجات ، و هركه على را با رسول در رسالت و نبوّت شريك داند كافر و مبطل و ضالّ و گمراه و مبتدع باشد و مذهب شيعت اينست . اما حديث آنچه گفته است كه : « اگر گوئى كه او را با رسول شركت است سرت بزنند « 1 » » عجب است كه خواجه صد و پنجاه سال است كه على رؤوس الملأ ميگويد كه : « بو بكر تتمّهء نبوّت است » و سرش نميزنند ، و اينجا بناگفته سر ميزنند ! ؟ تا بداند كه با چنان قاعده اين حوالت روا نباشد ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « و رسول خداى را « صلوات اللّه عليه » نويسى ، و على را همين نويسى ؟ ! » اما جواب اين كلمه آنست كه بخشايش آيد بر شخصى كه تصنيف كند و از لغت اين مايه نداند كه معنى صلوات از خداى رحمت باشد ، و از ملائكه استغفار و از مؤمنان دعا ، و بارى تعالى در قرآن عزيز بر كمينه مسلمانى كه او را مصيبتى رسد صلوات « 2 » مىفرستد آنجا كه گفت : « الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ * أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ « 3 » » و بصلوات تنها قناعت نكرد « 4 » رحمت بر سر نهاد ، و بديگر موضع بر عموم ؛ همهء مؤمنان را گفت : « هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ « 5 » » پس اگر روا باشد كه خداى تعالى بر ما صلوات فرستد ؛ روا باشد كه ما و همهء مؤمنان بر على و آل او از معصومان صلوات فرستيم .

--> ( 1 ) - ع ث : « سرت بد بزنند » . ( 2 ) - ع : « صلوة » . ( 3 ) - آيهء 156 و صدر آيهء 157 سورهء مباركهء بقره . ( 4 ) - ع ث م ب : « نميكند » . ( 5 ) - صدر آيهء 43 سورهء مباركهء احزاب .