عبد الجليل قزوينى رازى

305

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

عبد العزيز گستاخى داشت ، و امير احمد درين وقت بكره مىبود امّا حاكم بود بر قاشان و درين وقت بود كه احمد بن موسى بن محمّد التّقى را عليه السّلام نوازش كرده بود و مال و نعمت و خلعت فرستاد تا او ساكن قم شد و آنجا مدفون است در قبّهء موسويان ، و رضويان قم همه از نسل وىاند ، تا معلوم شود كه سيرت امير احمد بن عبد العزيز چگونه بوده است در آل مصطفى عليهم السّلام . و اين بو زكريا - عليه اللّعنة - اوّلا كوفى نبود اصلش از چال‌گاوانان « 1 » بود و شيره‌فروش نبود شيرفروش بود كه مادرش در آن حدود گاو و گوسفند داشتى و او از كودكى شير و ماست گردانيدى و فروختى ، پس خواجه در پيشه و شهر او هر دو در غلط است « 2 » و پدرش را « بو صابر المنجّم » خواندندى كه دعوى نجوم كردى و مادرش زنكى جادو بود اصلش از بابل نامش عيالانهء كاهنه ، ولادتش بدهى از نواحى رى كه « عيالاناباد » خوانند . پس اين هرسه ملعون بكره بود لف بهم افتادند كه دشمنان توحيد خداى بودند كه درجهء اوّل است ، و منكران بعث و نشور بودند كه ركن آخر است ، و رسالت و امامت موقوف است بر اثبات عدل و توحيد خداى ، و در ترتيب هدم قواعد اصل بودند ايشان را كجا پرواى عمر و على بود ؟ آنگه با يكديگر اين سه ملعون بنشستند پس پنهان از همهء جهان و انداخت كردند « 3 » كه هريكى بولايتى ديگر شوند و دعويى ديگر « 4 » كنند مگر اسم توحيد و نور شريعت و آثار مسلمانى منقطع و مضمحلّ

--> ( 1 ) - م ب : « چال‌گاويان » ح : « جاه كاويان » د : « حاه گاويان » . ( 2 ) - م ب ح : « در پيشه و شهر او هردو غلط كرده است » . ( 3 ) - علامهء قزوينى ( ره ) در آخر تفسير ابو الفتوح ضمن ذكر « بعضى تعبيرات و اصطلاحات و لغات نادرهء آن تفسير » گفته ( ج 5 چاپ اوّل ، ص 651 ) : « انداخت اسما بمعنى مكر و توطئه : و مكروا ؛ مكر كردند يعنى كفار بنى اسرائيل ، و مكر ايشان اينجا تدبير و انداخت قتل عيسى بود و اين آنگه بود كه عيسى را براندند و بيرون كردند ( ج 1 ؛ ص 570 ) » . و نيز « ايشان چون رسول را بديدند و سخن او بشنيدند دانستند كه آن از نزعات شيطان است ، و كيد دشمنان ايمان است ، و انداخت جهودان است ، سلاحها از دست بينداختند و بگريستند » ( 1 : 613 كه بغلط 631 چاپ شده ) » . ( 4 ) - نسخ : « دعوى ديگر » .