عبد الجليل قزوينى رازى

298

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

نيك بنده‌اى بودى و مشفق خدمتگارى و صادق دوستى جان برميان بستى چنان كه مختار بو عبيد ثقفى - رضى اللّه عنه - قاتل خواجه را طلب كردى و بچنگ آوردى و بكشتى كه كار بندگان نيك مطالبت خون خواجه باشد نه مجرّد گريه كه آن كار پرستاران و زنان باشد . تا خواجه معنى كلمات بزرگان بداند آنگه طعن زند و نقل كند پس معنى اينست نه آنكه خواجه بطعن و تشنيع ياد كرده است ، و اللّه أعلم . آنگه گفته است : « و گويند كه : عمر در بر شكم فاطمه زد و كودكى را در شكم او كشت كه رسول او را محسن نام نهاده بود » . اما جواب آنست كه اين خبريست درست ؛ و برين وجه نقل كرده‌اند ، و در كتب شيعى و سنّى مذكور و مسطور است ، امّا خبر مصطفى است كه : انّما الأعمال بالنّيّات « 1 » ، اگر غرض عمر آن باشد كه على را بدر برد تا بيعت كند بر خلافت بو بكر نه آن بوده باشد كه جنين سقط شود ؛ و « 2 » يمكن كه خود نداند كه فاطمه در پس در ايستاده است ، اگر چنين باشد آن را قتل خطأ گويند ، و اگر عمدا كرده باشد هم نه معصوم است حاكم خداست در آن نه ما ، و درين فصل بيش ازين نتوان گفت و اللّه أعلم بأعمال عباده و بضمائرهم و بسرائرهم . آنگه گفته است : « و گويند : عمر و عثمان فاطمهء زهرا را منع كردند كه بر

--> ( 1 ) - حديث مشهور نبويست كه در كتب معتبرهء فريقين نقل شده است از آن جمله بخارى در كتاب بدء الوحى در باب اول ، و در كتاب عتق در باب ششم ، و در كتاب مناقب الانصار باب 45 ، و كتاب طلاق باب 11 ، و كتاب ايمان باب 23 ، و كتاب حيل باب اول ، و مسلم در كتاب امارت باب 155 ، و أبى داود در كتاب طلاق باب 11 ، و نسائى در كتاب طهارت باب 95 ، و كتاب طلاق باب 24 ، و كتاب ايمان باب 19 ، و ابن ماجه در كتاب زهد باب 26 نقل كرده‌اند و در كتاب جهاد نيز در ساير كتب خواهد بود . و از طريق شيعه شيخ الطائفه در تهذيب در باب نيت و در امالى از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده است و به اين مضمون در احاديث ديگر نيز اشاره شده است و از كثرت شهرت مستغنى از ذكر سند و شرح و بيان است و قاضى قضاعى نيز در شهاب الاخبار ذكر كرده است و گويا اولين حديث آن كتاب است . ( 2 ) - م ب حرف عطف « و » را ندارند و شايد « و » محرف از « چه » است كه افادهء تعليل بكند .