عبد الجليل قزوينى رازى

299

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

رسول خداى بگريد و گفتند : ما آواز تو نمىتوانيم شنودن ، و گر بخرافات و محالات رافضى مشغول شويم كتاب دراز شود » . اما جواب آنست كه : در كتب شيعت اين معنى آورده‌اند امّا معيّن نگويند كه عمر و عثمان تنها منع كردند ، چنين آورده‌اند كه بعضى از صحابهء رسول منع كردند اگر اين منع به قصد كردند مستحقّ ملامت باشند به دنيا و آخرت . و ديگر آنكه فاطمه در غيبت پدرش جزع و فزع بسى كرد و عمر و عثمان و غير ايشان شاگردان و خدمتگاران پدر فاطمه بودند روا باشد كه دلشان بر وى بسوخته باشد و روا نداشته باشند كه خاتون دو عالم دختر سيّد ولد آدم چندانى « 1 » جزع و فزع كند و رنجهاى گران بر نفس خود نهد و از سيّد عليه السّلام شنويده « 2 » باشند كه : فاطمة بضعة منّى من آذاها فقد آذانى « 3 » و آواز او بر آن گونه نتوانند شنويدن « 4 » كه از مسلمانى و شفقت دور نباشد كه [ چون ] « 5 » در ميانهء ما كمترينه گدائى بميرد فرزندانش بر وى گريه و نوحه كنند همسايگان و دوستان ايشان را منع كنند و گويند : ما آواز و نالهء شما برين وجه نتوانيم شنودن ؛ محمود باشد . پس اگر صحابهء رسول دختر مهتر [ عالم ] « 6 » را منعى بكردند از نوحه و گريه ؛ از آن بود كه طاقت نداشتند كه جگرگوشهء رسول خداى زارى كند و بر خود خوارى كند ، ما اين وجه اولىتر ميدانيم اگر خواجه سنّى بر ديگر وجه حمل كند او داند كه : كلّ اناء يرشح « 7 » بما فيه . آنگه گفته است كه : « حسكاى بابويه گفت : من هيچ شب نخسبم تا صد بار لعنت بمعاذ « 8 » جبل نكنم ، و معاذ جبل - رضى اللّه عنه - امين و كاردار « 9 » رسول بود بر أعمال يمن و تعليم شرعيّات ، و رسول عليه السّلام در حقّ او گفته بود : أعلمكم بالحلال

--> ( 1 ) - ب م : « چندان » . ( 2 ) - ث م ب ح د : « شنيده » . ( 3 ) - حديث مسلم الصدور نبويست كه سنى و شيعى آن را نقل كرده‌اند . ( 4 ) - ب ث م : « شنيدن » ح د : « شنودن » . ( 5 ) - ح د : « دور باشد كه اگر » . ( 6 ) - ح د : « دختر سيد » . ( 7 ) - ع : « ينزع » ث م ب ح : « يترشح » در مجمع الامثال گفته : « كل اناء يرشح بما فيه و يروى : ينضح بما فيه أى يتحلب » . ( 8 ) - در منتهى الارب گفته : « معاذ بن جبل بالضم . . . از محدثان » . ( 9 ) - م ح د : « كاردان » .