عبد الجليل قزوينى رازى

293

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

خود دروغ گفته باشد كه بمذهب خواجه دروغ و زلّت بر انبيا روا باشد ، و يا اين كلمه خود شيطان بر زفان « 1 » مصطفى نهاده باشد چنان كه كلمهء « تلك الغرانيق العلى » « 2 » چنان كه مذهب مجبّره است اندى « 3 » كه شمشير خالد بخطا نگذرد . دگر آنكه چون عمر با بزرگى قدر رأى « 4 » بيند كه خالد را از اميرى شام معزول كند اين رأى يا صواب بود يا خطا ؟ اگر صواب بود بو بكر را ترك آن كردن خطا باشد ، و اگر صواب نبود چگونه شايد كه رأى عمر خطا باشد ؟ ! و اگر قول او روا باشد كه در بهرى احوال بو بكر قبول نكند اگر رافضيان نيز قبول نكنند معذور باشند و كفر و الحاد نباشد « 5 » مگر مسلمانان نظر بوجه ميكنند و ميدانند « 6 » كه هرچه گفته است همه بىاصل است و بىفايده ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است كه : « بو طالب بابويه در كتاب خود آورده است كه : طلحه عايشه را دوست داشت و زبير امّ سلمه را ؛ و ايشان نيز اين « 7 » هر دو را دوست داشتند « 8 » و مترصّد مىبودند مرگ رسول را ، و مىگفتند : از او برهيم و بزن « 9 » همسران خويش « 10 » باشيم از قريش ، خداى مرادشان در نحرشان شكست « 11 » بدين آيت كه : « وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً « 12 » » كه شما را نيست كه زنان پيغمبر را بعد از وى با زنى كنيد » . امّا جواب اين كلمات كفر و ضلالت و بدعت و دروغ و بهتان و لغو و تعصّب و عين زندقه و مايهء الحاد - نعوذ باللّه منها - نيك فهم بايد كردن . اوّلا صد هزار لعنت خداى و لعنت اهل زمين و آسمان و همهء فرشتگان

--> ( 1 ) - ب ح د : « زبان » م ندارد . ( 2 ) - براى شرح و بيان آن رجوع شود بتعليقهء 121 . ( 3 ) - كذا در « ع » ليكن ث : « آمدى » ح د : « و گفته‌اند » م ندارد . ( 4 ) - ع ث : « با بزرگى و قدر و رأى » ب ح د : « با بزرگى قدر و رأى » . ( 5 ) - « معذور باشند و كفر و الحاد نباشد » فقط در « ح » . ( 6 ) - ح : « و در اين يك فصل فضلا و علما و همهء مسلمانان نظر بر وجه بكنند بدانند » . ( 7 ) - ع ث ب : « و ايشان و اينان » . ( 8 ) - ح : « و اين هردو نيز طلحه و زبير را دوست ميداشتند » . ( 9 ) - ث ب م : « و برين » ح : « وزن » . ( 10 ) - ح : « خود » . ( 11 ) - ع ث م ب : « در نحر شكست » . ( 12 ) - از آيهء 53 سورهء مباركهء احزاب .