عبد الجليل قزوينى رازى
264
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
تا بحجّت نياورد كه خوارج بودند كه خلفاء نواصب بودند و خوارج بر عثمان ثنا نگويند « 1 » پس ناصبيانى و مجبّرانى هزار ماه بر بو بكر و عمر و عثمان خطبه خوانند و ثنا گويند و بر علىّ مرتضى بر آن منبرها لعنت آشكارا كنند شايد كه آنها را [ كه ] « 2 » على زعمهم صحابه را پنهان بد گويند تشنيع نزنند كه بغض صحابه معصيت است و بغض و لعنت على كفر ، و خواجهء كافر بدين الزام شايد كه مسلمانان را بدعوى بىحجّت رافضى و ملحد نخواند ، و هركس كه بانصاف اين فصل برخواند بطلان دعوى اين مجبّر بداند ، و گر پنهان « 3 » بو بكر و عمر را لعنت كردن ملحدى باشد بآشكارا بر سر منبرها على را لعنت كردن پندارم نه مسلمانى باشد ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « و ديگر گويند : مراد از [ تين ] بسورهء « و التّين » محمّد است و « زيتون » على است » . اما جواب اين دعوى آنست كه ببايد بخشودن بر شخصى كه تصنيف سازد و از قرآن و تفسير قرآن « 4 » بدين صفت اجنبى و بيگانه باشد اوّلا مذهب مفسّران و قول اهل اشارت در معنى « 5 » اين دو كلمه معلوم است كه بهرى گفتهاند : انّ اللّه
--> ( 1 ) - توضيح عبارت آنكه : اگر مدعى گويد كه آنان كه امير المؤمنين عليه السلام را بر آن منابر لعنت كردهاند خوارج بودهاند جواب مىدهيم كه اگر خوارج مىبودند نام عثمان را در خطبهها بعد از نام ابو بكر و عمر نمىآوردند زيرا كه خوارج ابو بكر و عمر را تكريم و تجليل مىكنند و عثمان و على را دشمن مىدارند و بد مىگويند و ضمن معرفى ايشان در همهء كتب مىنويسند : « انهم [ أى الخوارج ] يحبون الشيخين و يبغضون الصهرين » و مراد ايشان از « شيخين » ابو بكر و عمر ، و از « صهرين » عثمان و على است كه دامادان پيغمبر اكرم ( ص ) بودهاند سيد مرتضى رازى ( ره ) در تبصرة العوام گفته ( ص 46 چاپ استاد فقيد عباس اقبال آشتيانى ) : « بدانكه مذهب جملهء خوارج آنست كه امير المؤمنين على و عثمان و عايشه و طلحه و زبير و مالك اشتر و معاويه و عمرو عاص و لشكر ايشان كافر شدند و تبرى از ايشان واجب است ، و نزد اين ملاعين در وقت نكاح اگر تبرى از على نكنند نكاح منعقد نشود عليهم لعنة اللّه و الملائكة و الناس أجمعين » . ( 2 ) - ح د : « شايد كه اينها نيز على زعمهم صحابه را بد گويند و تشنيع زنند » م ب : « شايد كه آنها را على رغم صحابه را پنهان بد گويند و تشنيع نزنند » . ( 3 ) - ع : « بنهان » پس ميتوان « بنهان » هم خواند . ( 4 ) - ح د : « از قرآن و معانى آن » . ( 5 ) - ع ث : « درخت » ( و گويا محرف « در حق » مىباشد ) م ب : « در جنب » .