عبد الجليل قزوينى رازى

263

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

أرنا ، بمانما ، الّذين ؛ آن دو شخص را ، أضّلانا ؛ كه ما را گمراه كردند ، من الجنّ ؛ از جنّيان ، و الانس ؛ بواو عطف گفت : و از آدميان ، پس نه از امّت محمّد باشند ، كافران باشند كه اين « 1 » خواهش كنند . و على زعم مصنّف اگر بو بكر و عمر اضلالى كردند در خلافت با امّت محمّد كرده باشند نه با كافران ، و آيت حكايت است از قول كافران . ديگر آنكه - مفهوم است از آيت كه يكى جنّى است و يكى انسى ، و بو بكر و عمر هردو انسىاند . پس آيت را بنام ايشان تأويل كردن و تفسير دادن جهل و خطا باشد و گر مقدّرا « 2 » شيعت را با كسى خصومت باشد تفسير آيت قرآن بوجهى نكنند كه در اجراء لفظ و بيان معنى مخطى باشند تا معلوم شود كه اين مصنّف از آيت و تفسير و تأويلش بىخبر بوده است و حوالت بدروغ كرده است . و بر شيعت آن حجّت باشد كه در تفسير محمّد باقر عليه السّلام ، و در تفسير الحسن العسكرى باشد عليه السّلام ، و در تفسير شيخ بو جعفر « 3 » طوسى ، و محمّد فتّال نيشابورى ، و ابو على طبرسى ، و خواجه ابو الفتوح رازى باشد رحمة اللّه عليهم كه معروف و معتبر و معتمداند و اين قول خطا است و حوالتى بدروغ است . و اين مصنّف مجبّر در مواضع اين كتاب آورده است كه : « شيعيان بو بكر و عمر و عثمان را دوست ندارند و پنهان « 4 » ايشان را لعنت كنند » و از مذهب بد خود فراموش كرده كه هزار ماه كم پنجاه ماه در عهد خلفاء بنى اميّه و مروانيان نهارا جهارا ظاهرا على رؤوس الملأ بر سر منبرها أمير المؤمنين على عليه السّلام را لعنت ميكردند بر منبرهائى كه خطبه بنام بو بكر و عمر و عثمان مىكردند

--> ( 1 ) - ح : « آن » . ( 2 ) - ع ث م ب : « مقدر را » ، و شايد « مقدر را » را در قديم بجاى « مقدرا » به كار مىبرده‌اند . ( 3 ) - ح د : « و بر شيعت آن حجت باشد كه در تفسير شيخ بو جعفر » پس از تفسير امام محمد باقر و امام حسن عسكرى نامى نبرده است و از اينكه مصنف ( ره ) از تفسير على بن ابراهيم نام نبرده است برميآيد كه آن را در عداد ساير تفاسير معتمدهء شيعه بشمار نمىآورده است يا آن را در عداد كتب اخبار بشمار مىآورده است . ( 4 ) - ع ح : « و بنهان » .