عبد الجليل قزوينى رازى

220

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

مدفون است بمدينهء رسول بگورستان بقيع ، و مشهد موسى كاظم و محمّد تقى به مقابر قريش هم او فرموده است ، و مشهد سيّد عبد العظيم الحسنى به شهر رى و بسى از مشاهد سادات علوى و اشراف فاطمى عليهما السّلام فرموده با آلت و عدّت و شمع و اوقاف كه همه دلالت است بر صفاى اعتقاد او ، و در مقابل « 1 » تربت حسين ابن على عليهما السّلام مدفون است ، و معروف است كه بيك قصيدهء يائى كه امير - معزّى بر وى خواند هزار دينار سرخش بفرمود ، و منزلت و مرتبت او همه در اين كتاب احتمال نكند ، و برادرش رئيس العراقين ابو المجد - رحمة اللّه عليه - با نيكو - اعتقادى و سخاوت و مروّت و طاعت خود معروف است . و بعد از آن سعد الملك سعد بن محمّد آوى وزير محترم و مشير حضرت سلطنت بوده فريقين از ائمّه و علماء ايشان و متصوفّان او را « صاحب » و « خداوند » نوشته و خوانده و از وى صلات و عطايا و تسويغ وادرارستده ، و زين الملك ابو سعد هند و قمى كه بده شهر و قلعه‌اش هرروز نوبت زدندى « 2 » ، و مدرسهء قاضى محمّد وزّان او فرموده و بر همهء سنّيان تا بقيامت « 3 » دست منّت و نعمت يافته « 4 » ، و استاد على قمّى ، و رئيس ابو اسحاق مشكوى با فضل و درجه ، و پسرش جمال على مشكوى با نبالت اصل و جزالت فضل ، و خواجه شرف الدّين ابو طاهر مهيسهء قمى « 5 » كه وزير سلطان سنجر بوده ، و خواجه على نبكران « 6 » كه وزير ملكان ديالم بود و خيرات بسيار فرموده ، و بعدلى « 7 » يوسفى آوى « 8 » كه جامع و منارهء بزرگ فرموده است بآوه « 9 » ، * و دهخداى عبد الصّمد بزرگ بآبه ، و برادر أبو طاهر مهيسه اوحد الدّين أبو ثابت مهيسه كه وزير فارس بود * « 10 » ، و بعد از وى معين الدّين أبو نصر كاشى وزير محتشم

--> ( 1 ) - ع ث ح : « و در مقابلهء » . ( 2 ) - ح د : « هر روز او را سه نوبت بزدندى » . ( 3 ) - ث م : « و سقامت » . ( 4 ) - گويا مراد موفقيت او بمنت و نعمت بر اهل سنت است زيرا دست يافتن كنايه از ظفر و غلبه است . ( 5 ) - ث م ب : « ميعيسه » . ( 6 ) - ث م ب : « بيكران » ح : « سكراسه » د : « سكر ابن ابيه » . ( 7 ) - ب م : « بعدل » ح د : « ابو عبيد » . ( 8 ) - ح د : « رازى » . ( 9 ) - ح د : « بآبه » . ( 10 ) - عبارت ميان دو ستاره يعنى از « و دهخداى عبد الصمد بزرگ بآبه » تا اينجا فقط در دو نسخهء ح د هست .