عبد الجليل قزوينى رازى
192
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
أودى فليت الحادثات كفاف * مال المسيف و عنبر المستاف الطّاهر الآباء و الأبناء و * الأثواب و الاراب و الالّاف رغت الرّعود و تلك هدة واجب * جبل هوى من آل عبد مناف ساوى الرّضى المرتضى و تقاسما * خطط العلى بتناصف و تصاف و ديگران را كه ياد كرده است بعضى خود مطعوناند و اين مذهب نداشتهاند و بهرى خامل ذكر و نامعروف كه بفضل و علمشان التفاتى نباشد و بىادبى كرده است درين فصل و « جواب الاحمق السّكوت « 1 » » برخوانده آمده است « 2 » و برين قدر قناعت افتاد كه محقّ مبطل نباشد و نه ضالّ مهتدى ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « اينك درين عصر شاه نيكوسيرت مظفّر الدّين بقزوين پيرى را از جملهء داعيان رافضيان درآويخت كه نام او خليفه « 3 » بود و او معروف بود بشتم صحابه ولو حكى كه بر وى نماز كردى در گردنش كردند » . امّا جواب اين فصل كه حكايت كرده است از حادثهء قزوين و امير مظفّر - الدّين ؛ معلوم است ، و سبب آن بود كه جمعى از مجبّره خصومت آن پير زاهد خليفه كردند و به روى بهتان نهادند و حوالات كردند و گواهى دادند بتعصّب تا آن پير زاهد - حشره اللّه مع الصّدّيقين و الشّهداء و الصّالحين - « 4 » در ميانه هلاك شد برين
--> - بيت چهارم اشعار بسيار فاصله است رجوع شود بديوان سقط الزند كه نام ديوان ابو العلاء است ( ج 2 ؛ ص 55 - 66 چاپ مصر بسال 1286 ) و طالب شرح قصيده بكتاب شرح التنوير كه شرح ديوان مذكور است مراجعه كند كه به واضحترين بيانى شرح شده است . ( 1 ) - مثلى معروف است و آمدى در غرر الحكم و درر الكلم از امير المؤمنين عليه السلام نقل كرده است كه آن حضرت فرموده : « رب كلام جوابه السكوت » و نيز فرموده : « السكوت على الاحمق افضل جوابه » و گاهى به اين عبارت نيز به نظر رسيده : « قد يكون السكوت جوابا » و در فارسى معروف است كه « جواب ابلهان خاموشى است » . ( 2 ) - ث م ب : « برخوانده آمد » ح : « خواندهاند » . ( 3 ) - شرح حال اين شخص در ذيل عبارت مصنف ( ره ) در جواب اين معترض ياد خواهد شد . ( 4 ) - مأخوذ از آيهء مباركهء : « وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً ( آيهء 69 سورهء -