عبد الجليل قزوينى رازى

188

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و عقاب مقرّ باشند ، و آنچه توابع و لواحق اين است از اصول و فروع ، اگر اين قوم را رافضى مىخواند قبول افتاد و همان گفته شد كه شافعى مطلّبى رضى اللّه عنه گفت چون او را برافضيى « 1 » متّهم كردند ، قال رحمة اللّه عليه « 2 » : لو كان رفضى حبّ آل محمّد * فليشهد الثّقلان أنّى رافضى و اگر بخلاف اين است ما از آن مذهب و اعتقاد بيزاريم ، و اگر چنين مذهب سلف صالح و تابعين و علما و مفسّران و زهّاد اختيار نكرده‌اند مباركشان باد هر مذهب كه بخلاف اينست ، بلكه همهء سلف صالح و تابعين و علما و زهّاد را اين مذهب بوده است و اين اعتقاد داشته‌اند ، و در كتب و مصنّفات ايشان ظاهر است بر - بايد گرفتن و به خواندن و بدانستن ، الّا شرذمهء اندك و طايفهء قليل كه ايشان را قدرى و محلّى نبوده است ، و از توحيد و عدل بگريخته‌اند و از جبر « 3 » و تشبيه درآويخته‌اند ، و بذكر اسامى همه كتاب مطوّل « 4 » شود امّا تنى چند را كه معروف‌تراند بمذهب جبر ، ياد كرده شود بتوفيق خدا و هو ربّنا الأعلى . اوّلا بو العلاء معرّى جبرى مذهب بود كه بر قرآن و محمّد انكار كرد « 5 » و أبو العيناء « 5 » خود معروف است كه مجبّر و مشبّهى بود آنگه فلسفى شد ، و واضع مذهب جبر أبو الحسن أشعر « 5 » اوّل گبر بود پس معتزلى شد كه شاگرد بو هاشم بود و داماد بو على جبّائى معتزلى « 5 » آنگه مذهب جبر اختيار كرد ، جهم صفوان « 5 » مجبّر بود ، ابن الكلّاب « 5 » مجبّر و مشبّهى بود ، بو بكر باقلانى « 5 » رأس و رئيس مجبّره بود و خطبه كرده است ملء « 12 » از جبر و تشبيه تا نفى توحيد و عدل كه بذكر آن كتاب

--> ( 1 ) - ع ث ب : « بچنين » ح م : « به جهت رفض » و ظاهرا : « بچنين رفض » يا « بتهمت رفض » . ( 2 ) - تحقيق نسبت اين بيت به امام شافعى در جاى ديگر از همين كتاب كه در آنجا نيز از او نقل شده است خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى . ( 3 ) - ب م ح د : « و در جبر » . ( 4 ) - ع ث ب : « كتابها مطول » م : « كتابهاى مطول » . ( 5 ) و ( 6 ) و ( 7 ) و ( 8 ) و ( 9 ) و ( 10 ) و ( 11 ) - چون ترجمه و شرح حال اين اشخاص معروف و در كتب دسترس از قبيل الكنى و الالقاب و نظاير آن مذكور است در اينجا ما به آن نمىپردازيم » . ( 12 ) - ملء يعنى پر چنان كه در آيه است ملء الارض ذهبا .