عبد الجليل قزوينى رازى
135
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
جواب آن در فصلى از پيش برفت كه در قبول شرعيّات بعد از بعثت رسول و ظهور معجزات كه دالّ است بر صدق او بمعصوم حاجت نباشد در معرفت شرعيّات ، و از كتاب خداى و اخبار متواتر و اجماع امّت تحصيل معارف شرعى شايد كردن ، مثال اين مسأله چنانست كه : در عهد ظهور امام معصوم بمكّه يا بمدينه يا بكوفه در اطراف عالم علما و فقها باشند كه عوام از ايشان شريعت آموزند و اگرچه معصوم نباشند و عصمت در اعلام شريعت نيست و اين معنى از كتب شيعه معلوم و مفهوم است خلفا عن سلف ، و بانكار مداهنى مبتدعى ژاژخايى « 1 » حق باطل نشود و الحمد للّه ربّ العالمين . امّا آنچه گفته است كه : « قائم معصوم است چون محمّد و جبرئيل » . بلى مذهب و اعتقاد اماميّه اين است كه ائمّه را معصوم گويند چون انبيا و ملائكه ، كه اگر نبى معصوم نباشد در شرع خلل افتد ، و اگر امام معصوم نباشد بقول و فعل وى اقتدا روا نبود ، و طبيب بيمار معالجت را بنشايد و برين قول دلايل و حجج و بيّنات بسيار است عقلى و سمعى در كتب و مصنّفات شيعه ظاهر ، چون بخوانند از آنجا بدانند و اگر نخواهد كه بخواند هم برين جهل مىماند و بىحجّت بر مذهب مسلمانان طعن مىزند ، وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها « 2 » * . و آنچه گفته است كه : « مذهب شيعه چنانست كه قرآن بز عايشه بخورد « 3 » پس چون قائم بيايد بشرح و راستى املا كند » . عجب آنست كه اين مزوّر انتقالى دعوى كرده است كه بيست و پنج سال رافضى بوده است و اين قدر بندانسته است كه اين نه مذهب شيعه است و كس نگفته است ، و از عالمى از علماى شيعه مذكور نيست ، و در كتابى از كتب ايشان مسطور نيست ، و بر اين اصل بد كه نهاده است بيرون از غفلت رسول و عايشه بارى تعالى را دروغزن مىداند كه گفته است تبارك و تعالى : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ
--> ( 1 ) - ث : « را از خاك » م ب هم اصلا ندارند و از به كار رفتن اين كلمه در اين كتاب ميتوان حدس زد كه شايد « باى خوانان » كه در دو مورد از اين كتاب به كار رفته و ما محتملاتى دربارهء آن در تعليقهء 5 بيان كرديم اصل و صحيح آن « ژاژخايان » بوده است و اللّه هو العالم بحقيقة الأمر . ( 2 ) - از آيهء 46 سورهء سجده و همچنين از آيهء 15 سورهء جاثيه . ( 3 ) - براى تحقيقى مهم در اين موضوع رجوع شود بتعليقهء 67 .