عبد الجليل قزوينى رازى
134
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
كه ملحد گويد : بقول معلّمى صادق [ خداى را ] بشايد دانستن « 1 » و بمذهب خواجه چنانست كه تا پيغامبر نيايد معرفت خداى واجب نباشد ، و وجوب معرفت موقوف است بر ظهور بعثت ، و حسن و قبح شرعى است عقلى نيست ، و امامى بزرگ از ائمّهء اصحاب خواجه مصنّف برى كتابى ساخته است و آن بو الفضائل مشّاط « 2 » است براى عزّ الدّين عين الدّولة خوارزمشاه در آن تاريخ كه او پادشاه قزوين بود و آن را « كتاب فى معرفة « 3 » الالهيّة فى دولة الخوارزمشاهيّة » نام نهاده و اوّل آن كتاب بعد از تسميه و تحميد آنست كه : لا بدّ هرواجبى را موجبى بايد ، و موجب معرفت خداى پيغمبرى « 4 » است و با فقد بعثت معرفت واجب نباشد و اگر بشرح مذهب او درين مسأله مشغول شويم بطومارات و روزگارها تمام نشود بخلاف مذاهب همهء مسلمانان از طوايف اسلام كه او بدان مخصوص است ، پس چون اين خواجه كه مشاركت كرده است با ملاحده عليهم لعائن اللّه شايد كه مسلمانان « 5 » را ملحد نخواند و نگويد . امّا آنچه گفته است كه : رافضى گويد كه : « بىمعصوم شرع نشايد دانستن » « 6 »
--> ( 1 ) - ث ب : « قول معلمىّ صادق ببايد دانستن » م ، « كه خدا جز بقول معلمىّ صادق نبايد دانستن » ح د : « خدا جز بقول معلّمى صادق نشايد دانستن » . ( 2 ) - م ب ح د : « ابو الفضائل مشاط » علّامهء قزوينى ( ره ) در ذيل اين عبارت از نسخهء خود گفته : « از اين عبارت واضح مىشود كه مؤلف اصل كتاب بعض فضايح الرّوافض غير اين ابو الفضائل مشاط است نه خود او چنان كه صاحب رياض العلماء ادّعا كرده است بنا بر تقرير شفاهى آقاى اقبال » توضيح آنكه مرحوم اقبال كه چند مجلد از مجلدات مخطوطهء رياض العلماء را بخطّ مرحوم افندى مؤلف رياض العلماء ( ره ) داشت از اين روى با استفاده از رياض مذكور هنگام مقابلهء اين نسخه با علامهء قزوينى ( ره ) چنين سخنى گفته است و قزوينى ( ره ) از اين عبارت متن استفاده كرده كه وى ابن المشاط نبوده است و براى سلب مسئوليت از خود اين كلام را گفته است ليكن اين استفاده مبنى بر آنست كه « ابن المشاط » يكى باشد در صورتى كه بطور قطع از تراجم برمىآيد كه بنى مشاطّ طايفهاى بودهاند در رى ، و هنگام تأليف نقض علماى فراوانى از ايشان در رى بودهاند و تمام كلام در اين موضوع در مقدمهء كتاب ياد خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . ( 3 ) - قزوينى ( ره ) در ذيل كلمهء « معرفة » گفته : « كذا و الصحيح : المعرفة » . ( 4 ) - ح د : « پيغمبر » . ( 5 ) - ع : « مسلمان » . ( 6 ) - ع : « كه معصوم شرع بشايد دانستن » .