عبد الجليل قزوينى رازى
121
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و رئيس العراقين مطلق او را نوشتندى ، و چون متوفّى شد از بزرگى و رفعت قدر از خاك « 1 » قم نقلش كردند بمشهد مقدّس عليّ بن موسى الرّضا عليه السّلام ، و آنجا مدفون است . و دانم كه چنين بزرگان ملحد و متّهم نباشند الّا مؤمن و معتقد . و حديث آن زمره كه بونج « 2 » كشته شدند از معروفان درگاه ، بهرى مستحقّ ملحدى ، و بهرى مسلمان نامستحقّ كه غضب سلطان را تشبيه به آتش كردهاند چون درافتاد خشك و تر را بسوزاند و آن سى و اند نفر « 3 » بودند چهار از ايشان بشيعيى منسوب ، و باقيان از شهرهاى مجبّران و ولايت مشبّهيان كه بذكر اسامى همه كتاب مطوّل شود ، و صد هزار لعنت از خداى و از همهء انبيا و اوليا و فريشتگان و همهء مؤمنان بر ملحدان كشته و زنده و مرده باد كه مؤثّر در معرفت خداى قول پيغمبر را گويند ، و بر اضعاف آن رحمت خداى تعالى بر مؤمنان باد كشته و زنده و مرده كه مؤثّر در معرفت خداى عقل و نظر بر وجه دانند در دليل كه توليد « 4 » علم كند . امّا أبو القاسم عبدويه رحمة اللّه عليه اصولى مذهب و شيعى بود پادشاه وقت او را بسبب فتنه و غوغاى « 5 » برآويخت و چون او را معلوم شد كه طالويه خاكروب « 6 » و دگران از حنفى و شفعوى در حقّ وى خوابهاى نيك ديدند و معتمدان طوايف بر ايمان او گواهى دادند پشيمان شد و رخصت داد كه او را در مقابل « 7 » تربت سيّد عبد العظيم الحسني - رضي اللّه عنه - دفن كردند در داخل مشهد ، و امير قجقر بفرمود تا بندارى « 8 » هنارفروش « 9 » كه قصد بو القاسم عبدويه كرده بود از طاق باجكى « 10 »
--> ( 1 ) - ع ث : « از حاكم » . ( 2 ) - ث م ب ح : « برنج » و اندكى پيش يعنى ( ص 117 ) تحقيقى در اين باره ياد شد فراجع آن شئت . ( 3 ) - ث م ب : « سى مرد » ح د : « سى و اند نفس » . ( 4 ) - ع ب ث : « توكيد » . ( 5 ) - ث ب م ح د : « غوغا » . ( 6 ) - ع : « خاكروت » ث : « خاك دوت » م ب : « خاكى دون » ح د : « خاكروب سنى » ( 7 ) - ع ث : « مقابلهء » ( 8 ) - در برهان گفته : « بندار بضمّ اوّل بر وزن گلزار كيسه داروخانهدار و صاحب - تجمل و مكنت باشد و وافروش و گرانفروش را نيز گويند » . ( 9 ) - ث : « هناررمردوش » ح م د : « تا بتدارك آن انبانفروش خارجى » ب ندارد . ( 10 ) - ح د : « تاجكى » ( چنان كه در صفحهء 118 نيز گذشت ) .