عبد الجليل قزوينى رازى

113

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

آنگه گفته است كه : « در عهد سلطان ماضى محمّد ملكشاه « 1 » - برّد اللّه مضجعه - اگر اميرى كدخدايى داشتى رافضى بسى رشوت بدانشمندان سنّى دادى تا ترك را گفتندى « 2 » : او رافضى نيست سنّى يا حنفى است ، اكنون كدخدايان همهء تركان و حاجب و دربان و مطبخى و فرّاش بيشتر رافضىاند و بر مذهب رفض مسأله مى - گويند و شادى مىكنند بىبيمى « 3 » و تقيّه‌اى » . امّا جواب اين كلمات بانصاف فهم بايد كرد كه ما پنداشتيم كه دانشمندان مجبّره اكنون است كه نامعتمداند ، و فتوى بدروغ كنند ، و رشوت ستانند ، پس بقول اين مجبّر معلوم شد كه هميشه اين سيرت داشته‌اند ، و از سلف بخلف رسيده است مبارك باد و تا باد چنين باد كه همه دشمنان علىّ مرتضى خائن و نامعتمد و حرام‌خواره و دروغ‌زن باشند . اما آنچه گفته است كه : « كدخدايان رافضى بعلما رشوت دادندى » اوّلا بسه گناه بزرگ بر علماى خود گواهى داده است : يكى - رشوت ستدن ؛ و رسول عليه السّلام گفته است : لعن اللّه الرّاشي و المرتشي « 4 » ، و علما را خود درين صورت برابر كرده است با أحبار يهود و رهابنهء « 5 » نصارى « 6 » در رشوت ستدن و حق بازپوشيدن ؛ آنجا كه گفت : تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ « 7 » پس باقرار مصنّف بقول [ خاتم ] « 8 » رسولان « 9 » دانشمندان خواجه ملعون‌اند . دويم - بدروغ‌زنى بر علماى خود گواهى داده است كه رافضى را سنّى

--> ( 1 ) - ح د : « محمد بن ملكشاه » . ( 2 ) - م ب ح د : « بدانشمندان سنى دادى تا بگفتندى » . ( 3 ) - ب م : « بىترس » ح : « بىتقيه » . ( 4 ) - حديث مسلم معروف در ميان فريقين است . ( 5 ) - نسخ : « رهبانيه » در منتهى الارب گفته : « راهب كصاحب پارساى ترسايان و رهبان بالضمّ جمع ، و نيز رهبان گاهى مفرد آيد رهابين جمع ، رهابنه و رهبانون مثله » . ( 6 ) - ح : « نصرانيه » . ( 7 ) - آيهء 62 سورهء مباركهء مائده . ( 8 ) - كلمهء « خاتم » از اضافات ماست و در نسخ يا ساقط يا غير مقرو است و ميتواند كه « خواجهء » افتاده باشد . ( 9 ) - ح د : « پس باقرار خواجه و قول مصنف » م ب « پس باقرار مصنف » ث : « پس باقرار مصنف بقول رسولان » .