عبد الجليل قزوينى رازى
114
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
خوانند و بر تركان مسلمانان « 1 » تلبيس كنند و حق بازپوشند و باطل ظاهر گردانند براى سيم دنيا ، و كذبى « 2 » از اين عظيمتر نباشد وزر و و بال و نكال آن تا بقيامت به گردن مفتيان چنين باشد و بدان تلبيس و مداهنه و دروغ مستحقّ عقوبت و خذلان باشند بقول خداى كه : وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ « 3 » . سيم - بنا معتمدى در تقرير « 4 » دين و صيانت « 5 » ملك كه چون امرا و تركان را در امور دين و شريعت اعتماد بر قول و قلم امامان باشد خاصّه بمذهبى كه معرفت خداى را حوالت بقول غير باشد و ايشان در امانت خيانت كنند و رافضى را سنّى و حنفى بر كار كنند و لا ايمان لمن لا أمانة له . و اگر در اين كتاب همين يك فصل است بر ردّ مذهب و قول اين مؤلّف ؛ كفايت است ، و الحمد للّه ربّ العالمين . امّا آنچه بر امرا و تركان تشنيع زده است كه كدخداى و حاجب و فرّاش و مطبخى و دربان رافضى دارند اگر از امرا و تركان عارفتر و عاقلتر است به كار ايشان ؛ بايد كه نصيحتى بشفقت بكند ، و اگر نه زبان و قلم از مساوى و مثالب بزرگان دين و دولت كوتاه دارد كه به زبان سگ درياى بزرگ آلوده نشود ، و الحمد للّه ربّ العالمين . آنگه گفته است كه : « در ميان خمر و زمر « 6 » صحابهء پاك را و زنان پيغمبر را دشنام ميدهند يعنى عايشه و حفصه را مىخواهند « 7 » چه او معصوم بود و يارانش بد بودند » . در جواب اين فصل نيك تأمّل بايد كردن اگر چه تهمت و بهتان است از جواب گزير نباشد و بيچاره كسى كه تصنيفى كند با چندين دروغ و بهتان كه وزر و و بال آن و لعنت بر آن تا بقيامت در گردن وى « 8 » باشد . مذهب « 9 » اماميّهء اصوليّه خلفا
--> ( 1 ) - م : « بر تركان و مسلمانان » ث ب : « و بزرگان مسلمانان » ح د : « بر تركان مسلمان » . ( 2 ) - م ب : « و گناه » ث : « و كذا » . ( 3 ) - آيهء 19 سورهء مباركهء مرسلات كه نه بار ديگر در همان سوره مكرّر شده است . ( 4 ) - ع ث م ب : « تقوى » و شايد صحيح : « تقويت » بوده است . ( 5 ) - نسخ : « خيانت » و به نظر تصحيح شد . ( 6 ) - ث : « در ميان خمر و زمرهء » م ب : « در ميان خود زمرهء » ، و زمر بر وزن نصر مصدر است بمعنى ناى زدن . ( 7 ) - ع : « ميحواهيم » ث : « ميخواهد » ح : « ميخواهم » . ( 8 ) - ح د : « به گردن وى » . ( 9 ) - ح د م : « اوّلا مذهب » .