عبد الجليل قزوينى رازى

مقدمهء مصحح 8

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

او ويران شد پس تمثّل به اين بيت مناسب است : و ما كان قيس هلكه هلك واحد * و لكنّه بنيان قوم تهدّما پس جنازهء او را بايران آورده در جوار قبر شيخ ابو الفتوح رازى قدّس سره در نزديكى قبر مرحوم علّامهء قزوينى به خاك سپردند . جعلنا اللّه و ايّاهما ممّن يبدّل سيّئاتهم حسنات بفضله و رحمته بحرمة نبيّه محمّد و عترته . دانشمند فقيد نامبرده يعنى مرحوم عبّاس اقبال در مجلهء يادگار تحت عنوان كلّى « شعراى گمنام » و عنوان خاصّ « قوامى رازى » ( سال دوّم ، شمارهء اوّل ، ص 68 ) گفته : « در يك كتاب بسيار نفيس قديمى بنام « بعض مثالب النّواصب في نقض بعض فضائح الرّوافض » تأليف نصير الدّين عبد الجليل قزوينى كه در حدود 556 به زبان فارسى بسيار فصيح نوشته شده و در يكى از شماره‌هاى آيندهء مجلّهء يادگار بتفصيل بمعرّفى آن خواهيم پرداخت « 1 » مؤلّف فاضل آن در ذكر نقيب شرف الدّين ابو الفضل محمّد بن علىّ مرتضى رئيس رى كه كتاب بعض مثالب النّواصب را بنام او نگاشته ميگويد : قوامى رازى تخلّص آن قصيده به دو كرده آنجا كه ميگويد : تا صاحب الزّمان به رسيدن به كار دين * اولىترين كسى شرف الدّين مرتضى است » نظر بعشق و علاقهء آن مرحوم بكتاب « النّقض » نگارنده جزوه‌هاى چاپ شده را در صورت امكان جمع‌آورى كرده ( ده فرم 20 فرم ) قبل از تمام شدن كتاب برايش تقديم ميكرد آن مرحوم نيز با يادداشتها و تصحيحات و تعليقات لازمه در حواشى ، آنها را بنگارنده برميگردانيد تا براى تعليقات حاضر ذخيره شود و بعد از آنكه كتاب تمام شد يك نسخهء مجلّد بحضورش كه آن موقع در روم بودند با نامه‌اى فرستادم در جواب نگارنده اين نامه را فرستادند كه سواد آن به عين عبارت حرفا

--> ( 1 ) - متأسفانه آن مرحوم پيش از انجاز اين وعد و توفيق به اين امر درگذشت و اين آرزو صورت عمل به خود نگرفت و اگر اين كار عملى ميشد بطور حتم آن معرّفى كه بقلم مثل وى انجام مىشد فوايد بسيارى را در برمىگرفت و اطلاعات سودمندى را مشتمل مىشد كه بيان آنها اختصاص بامثال وى داشت .