عبد الجليل قزوينى رازى
مقدمهء مصحح 9
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
به حرف بدون هيچگونه دخل و تصرّفى در اينجا درج ميگردد . « رم دوّم اسفند ماه 1331 دوست دانشمند معظم - چندى قبل يك جلد از كتاب نفيس النّقض كه بهمّت و دستيارى فضل و اطّلاعات واسعهء آن صديق گرامى للّه الحمد بزيور طبع آراسته گرديده عزّ وصول بخشيد از صميم قلب اين توفيق جليل را به آن دانشمند ارجمند تبريك عرض ميكنم و از خداوند ميخواهم كه توفيق اتمام تعاليق و حواشى را به آن دوست محترم عطا فرمايد . در واقع ثبات قدم و شور و شوق سوزان و وسعت دامنهء اطّلاعات سركار عالى بوده است كه اين گوهر گرانبها و درّ ناياب را از حجاب خفا بيرون آورده و امروز در معرض استفادهء عامّ قرار داده است . كجاست كسى كه قدر امثال وجود معظّم را كه در اين قحط سال علم و ادب انگشتشمار بلكه عديم النّظيريد بداند و بيش از پيش از اين چشمهء فيّاض تمتّع بردارد . پيش ما مثل آفتاب روشن است كه امروز از بدبختى جمهور معاصرين ما كه از شدّت جهل و غفلت همان حكم همج رعاع را دارند بر اين قبيل كارها ميخندند و مباشرين آنها را تخطئه و تسفيه ميكنند ليكن آنان كه مزاجى مستقيم و مشربى صافى دارند و از حقايق و معانى لذّتى جاويد مىبرند به خوبى درمىيابند كه كار سركار در اين مرحله از زمرهء اعمال مسيحائى است و يقين دارم كه بيش از همه روان علّامهء مرحوم قزوينى كه به اين كتاب تعلّق خاطر عجيبى داشت و در حقيقت جلب توجّه همگى ما به آن از بركت اشارهء آن مرحوم است از بعد از چاپ كتاب مزبور غرقه در شادى و اهتزاز است جزاكم اللّه من العلم خيرا . تمنّى دارم عرض اخلاص مرا خدمت آقاى دكتر بيانى « 1 » تجديد فرمائيد دوست گرامى عزيز آقاى سلطان القرّائى « 2 » را نيز بعرض ارادت مصدّعم ارادتمند صميمى عبّاس اقبال »
--> ( 1 ) - مراد آقاى دكتر مهدى بيانى رئيس كتابخانهء ملى است . ( 2 ) - مراد فاضل محترم آقاى ميرزا جعفر سلطان القرّائى است كه از علاقهمندان صميمى آن مرحوم و دوستان متديّن نگارنده هستند .